مذكور ، اين نيست كه اعمالى كه از انسانها صادر مىشود ، از آن مايهها سرچشمه مىگيرد و غير اختيارى است . تذكر : اعمال انسان و رسيدن به سعادت و شقاوت ، در عين حال كه صددرصد اختيارى است ولى بعضى از علل و عوامل ، انسان را به سعادت نزديك و بعضى از آنها انسان را از سعادت دور مىكند . اما آن عواملى كه انسان را به سعادت نزديك مىكند ، رسيدن به سعادت را غير اختيارى نمىكند و آن علل و عواملى كه انسان را تا حدّى از سعادت ، دور مىكند ، اينچنين نيست كه اضطرار و اجبارى براى انسان ، ايجاد كند . مثال : كسى كه نطفهاش از حلال است و با رعايت تمام آداب و سنن شرعيه منعقد شده ، بعد هم در دامان خانوادهاى متدين تربيت يافته ، از كسى كه نطفهاش از غذاى حرام تشكيل شده و در انعقاد نطفهء او ، آداب و سنن شرعى مراعات نشده باشد و در يك خانوادهء غير مذهبى پرورش يافته ، به سعادت نزديكتر است . اما از هيچكدام از اين دو ، سلب اختيار نشده است . البته چهبسا آن كسى كه با زحمت بيشتر به سعادت نايل مىشود ، ارزش بيشترى داشته باشد ، به خاطر همان ملاك « أفضل الأعمال أحمزها » ، « 1 » زيرا او فاصلهء زياد و مشكلات فراوانى را پشت سر گذاشته تا به سعادت نايل شده ، امّا بههرحال ، هيچكدام از آنها به امر غير اختيارى منجر نمىشود و ارتباطى به ذات ، ماهيت و لوازم ماهيت ندارد . « 2 »
هامش
( 1 ) - في حديث ابن عباس : « أفضل الأعمال أحمزها » . أي أتقنها و أمتنها أقواها . مجمع البحرينِ : ج 4 ، ص 16
( 2 ) - در اينجا بحث « جبر و تفويض » كه از دروس سطح حضرت استاد « دام ظلّه » نقل كرديم به پايان رسيد .