شود و از نظر عقلاى مادّى ، به چنين كسى سعيد گفته مىشود . در محيط شرع ، سعيد به كسى اطلاق مىشود كه توانسته باشد براى عالم آخرت ، زاد و توشهاى تهيه كرده و راهى به سوى بهشت داشته باشد . و شقى نزد عقلاى مادى كسى است كه نتوانسته خواستهها و اهداف مادى خود را تأمين كند . و نزد شرع ، كسى است كه نتوانسته براى خود ، راهى به بهشت فراهم كند ، بلكه مسيرى انتخاب كرده كه به دوزخ ، منتهى مىشود .
قرآن كريم مىفرمايد : ( يوم يَأتِ لا تَكَلّمُ نفسٌ إلّا بإذنه فمنهم شقىّ و سعيد فأمّا الذين شَقُوا ففى النار لهم فيها زفير و شهيق . . . و أمّا الّذين سُعِدُوا ففى الجنة . . . ) « 1 » .
4 - آيا سعادت و شقاوت ، ذاتى انسان است ؟
با توجه به معناى سعادت و شقاوت ، آيا سعادت و شقاوت ، مربوط به ماهيت انسان است يا مربوط به لوازم ماهيت انسان است يا از اجزاى ماهيت انسان است ؟ يا اينكه سعادت و شقاوت ، از آثار وجودى انسان مىباشد و انسان در اصل وجودش نيازمند به علت است چه رسد به آثار وجودى و امورى كه به تبعيّت از وجود انسان ، حاصل مىشود ؟ اگر كسى بگويد : « سعادت و شقاوت ، لازم ماهيت انسان است » ، جواب مىدهيم :
لازم ماهيت ، داراى دو خصوصيت زير است : اوّلًا : وقتى انسان ، ماهيت را تصوّر كند ، به تصوّر لازم آن ، انتقال پيدا كند . ثانياً : اگر چيزى لازم ماهيت شد و آن ماهيت ، اصلًا در عالم ، وجود پيدا نكرد ، آن لازم ، بر اين ماهيت ثابت است . وقتى گفته مىشود : « زوجيّت ، لازمهء ماهيت اربعه است » ، اربعه ، ملزوم زوجيت است و اگر در عالم ، اربعهاى وجود پيدا نكند ، باز هم زوجيت ، لازمهء آن مىباشد . بنابراين ، لازم ماهيت ، ربطى به وجود ماهيت ندارد . خواه ملزوم ، وجود خارجى يا ذهنى پيدا كند يا نكند ، آن لازم ، لازمهء ماهيت ملزوم است .
هامش
( 1 ) - هود : 105 و 106 و 108