تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
معنايش ضعف و عدم كمال قدرت است - و بين اينكه اشكالى در شىء مقدور باشد كه نتواند متعلّق قدرت قرار گيرد ، تفاوت وجود دارد . لذا مىگوييم : مقصود از آيهء شريفهء ( كان اللّه على كلّ شىء قديراً ) « 1 » چيز ديگر است كه به آن اشاره كرديم . خلاصه اينكه ما همان شقّ اوّل را اختيار مىكنيم و مىگوييم : هم قدرت خداوند ، عموميّت و اطلاق دارد و هم قاعدهء امتناع اجتماع نقيضين ، به قوّت خود باقى است . پس از مقدّمهء فوق ، به اصل بحث ، رجوع كرده و به بيان دليل دوم جبريّه مىپردازيم . جبريّه ، در دليل دوم خود مىگويند : همان‌طور كه قدرت پروردگار جهان ، عموميت و اطلاق دارد ، علم او هم داراى عموميت و اطلاق است . همان گونه كه دليل نقلى و عقلى ، دلالت بر مطلق بودن قدرت او مىكرد ، دلالت بر اطلاق علم او هم مىكند . علم خداوند ، يكى از صفات كماليّه است كه هم اصل آن بايد براى خداوند ثابت باشد و هم مرتبهء كامله‌اش . لذا علم پروردگار ، مطلق و نامحدود است و شامل همهء اشياء و معلومات مىشود . جبريّه مىگويند : از جمله اشيائى كه متعلّق علم الهى قرار گرفته ، اعمالِ - به صورتْ اختيارى و ارادى - بندگان مىباشد ، مانند قيامها ، قعودها ، و . . . و اين‌ها از ممكنات هستند و هيچ اشكالى ندارد كه علم خداوند به آنها تعلّق بگيرد . و اگر علم خداوند ، متعلّق افعال بندگان شد ، بايد اعمال بندگان ، اضطراراً تحقق پيدا كند ، زيرا اگر تحقّق پيدا نكند ، لازم مىآيد كه علم خداوند ، مطابق با واقع نباشد و - نعوذباللّه - علم او ، جهل باشد . به عبارت ديگر : اگر خداوند متعال ، عالم بود كه شما اكنون مشغول مطالعهء بحث جبر و تفويض مىشويد ، پس حتماً بايد مطالعهء شما تحقّق پيدا كند و الّا لازم مىآيد كه علم او مطابق با واقع نباشد و - نعوذ باللَّه - حقيقت علم خداوند ، تبدّل به جهل پيدا كند و
هامش
( 1 ) - الأحزاب : 27
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 174 | الشيخ فاضل اللنكراني