تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
هم شمشير و هم فاعل ، در ايجاد قتل ، مؤثّر بوده‌اند امّا آن دو مؤثّر ، در طول يكديگرند نه در عرض هم . و اين دو ، منافاتى با يكديگر ندارند بلكه هركدام ديگرى را تأييد مىكنند . مؤثّريّت دوم ، از شئون مؤثّريّت اوّل و در رتبهء متأخّر از مؤثّريت اوّل است ، يعنى شخص ، ارادهء قتل نموده و به دنبال آن ، شمشير را مهيّا كرده و با استفاده از آن در خارج ، قتل به وقوع پيوسته است . بنابراين با ملاحظهء بديهيت در اين مثال روشن ، واضح شد كه اجتماع دو مؤثّر ، مانعيت و تضادّى با هم ندارند ، زيرا آن دو ، در عرض يكديگر نمىباشند . اكنون كه عدم منافات دو مؤثّر ، در مثال مزبور واضح شد ، به ادامهء جواب از دليل جبريّه پرداخته مىگوييم : ارادهء فاعل به عنوان مؤثّر اوّل مطرح است ولى قبل از ارادهء فاعل ، وجود فاعل در قتل مذكور مؤثر بوده است و اگر فاعلى وجود نداشت و بقاء وجودى براى فاعل تصوّر نمىشد ، چگونه امكان داشت كه اراده تحقّق پيدا كند و به دنبال آن به وسيلهء شمشير ، قتل به وقوع پيوندد . بنابراين ، قبل از ارادهء فاعل ، بقاء فاعل و وجود او ، در تحقّق قتل ، مؤثر بوده است و هنگامى كه بقاء و وجود فاعل را ملاحظه مىكنيم ، متوجه مىشويم كه فاعل ، در بقاء و وجودش ، هيچ‌گونه اختيارى ندارد ، يعنى اين چنين نيست كه بقايش ، مربوط به ارادهء خودش باشد ، بلكه بقاء فاعل ، اثر علت مؤثّره مبقيه است و بقايش ، افاضه‌اى است كه از ناحيهء علت شده است . پس مىتوان گفت : علّتى كه بقاء را به فاعلْ افاضه نموده و در نتيجه او اراده نموده و به واسطهء شمشير ، مرتكب قتل شده است ، تمام اين‌ها مؤثرات هستند ولى مؤثّرات غير متضادّه و مؤثراتى كه امكان اجتماع دارند . شاهد اين مطلب اين است كه ما مىبينيم ، در خود فاعل مختار ، دو مؤثّر مطرح است و همان‌طوركه نسبت به خود فاعل و عملش ، دو مؤثّر تصوير كرديد ، وقتى به ريشه و اساس بقاء و هستى فاعل توجّه كنيم ، مىبينيم كه مؤثر اوّليّه ، در وجود و بقاء فاعل ، مؤثر است . در نتيجه ، آن عمل خارجى ، در عين اينكه فعل واحد است ولى مؤثرات مختلف در آن تأثير نموده و آنها هيچ‌گونه تضادّ و مخالفتى با يكديگر ندارند ،