تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
مثال : با قطع نظر از مسألهء جبر ، اعمال و افعال انسان - به يك اعتبار - بر دو گونه است : الف : انجام دادن بعضى از كارهاى ارادى ، نيازى به واسطه و آلت و ابزار ندارد . بلكه به مجرّد اينكه اراده ، تحقّق پيدا كرد و به مرحلهء شوق مؤكّد رسيد ، آن عمل ارادى ، تحقق پيدا مىكند ، مانند « تحريك اليد » كه با اراده و شوق مؤكّد ، جامهء عمل مىپوشد و شما دست خود را حركت مىدهيد . ب : براى انجام بعضى از افعال و اعمال ارادى ، نياز به وسيله و ابزار است . مثلًا اگر كسى بخواهد مرتكب قتل بشود ، به مجرّد اراده و شوق مؤكّد نسبت به آن عمل ، قتل ، تحقّق پيدا نمىكند بلكه بايد علاوه بر اراده ، موانع نيز بر طرف شده و آلت قتل - مانند شمشير - نيز واسطه شود . حال اگر كسى زيد را با شمشير به قتل رسانيد ، سؤال ما اين است كه آيا شمشير ، تأثيرى در قتل زيد داشته است ؟ اگر بگوييد : « شمشير ، تأثيرى نداشته است » ، مىگوييم : پس چرا بدون شمشير هرچه قاتل اراده كرد ، قتل واقع نشد ؟ بدون ترديد ، شمشير ، در قتل مؤثر است و شاهدش هم اين است كه از نظر ادبى اوصافى را براى شمشير ذكر مىكنند ، مثل اين كه مىگويند : « السيف القاطع » . حال مىپرسيم : آيا شمشير به تنهايى در قتل زيد مؤثّر بوده يا اينكه ارادهء قاتل هم تأثير داشته است ؟ واضح است كه ارادهء قاتل هم در كشتن زيد تأثير داشته است . اكنون با توجه به مثال فوق ، در پاسخ جبريّه مىگوييم : شما در مثال فوق چگونه دو مؤثّر تصور مىكنيد ؟ اگر بخواهيد شمشير تنها يا فاعل تنها را به عنوان مؤثر بدانيد ، خلاف بداهت سخن گفته‌ايد . پس ما ناچاريم بگوييم :
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 169 | الشيخ فاضل اللنكراني