عين ذات خداوند تحقق داشت . اينها با كلمهء « لم يزل » كه به كار رفتهاند ، قدمت و ذاتى بودن علم و قدرت را براى خداوند افاده مىكنند . سپس مىفرمايد : فلمّا أحدث الأشياء يعنى وقتى خداوند ، اشياء را بهوجود آورد و كان المعلوم در اينجا « كان » بهصورت تامّه استعمال شده است يعنى وقتى معلوم ، وجود پيدا كرد وقع العلم منه على المعلوم و السمع على المسموع و البصر على المبصَر و القدرة على المقدور معناى اين عبارت اين است كه آنچه متعلّق علم بود ، الآن وقوع پيدا مىكند ، يعنى حاضر مىشود .
وقتى علم به او تعلّق گرفت ، غايب و غير موجود بود ولى الآن كه وجود پيدا كرد ، بهعنوان يك موجود حاضر ، متعلّق علم واقع مىشود . و اين دو ، با هم منافاتى ندارند .
بنابراين در علم ، تغييرى صورت نگرفته بلكه معلومى كه غايب بوده حاضر شده است .
در مورد خود ما نيز از اين نظر - نه از نظر قدمت و ذاتيت - همينطور است . شما وقتى نشستهايد ، قدرت بر قيام داريد ، درحالىكه قيامى تحقق ندارد تا اين قدرت ، به آن تعلّق بگيرد . و ما نمىتوانيم تحقق قدرت شما نسبت به قيام را سلب كرده و بگوييم :
« شما قدرت فعليه بر قيام نداريد » . اگر شما نسبت به امرى كه مربوط به آينده است يقين داريد ، مثلًا يقين داريد فردا دوشنبه است . اين علم ، بهصورت تعليق نيست بلكه بهصورت فعليت است و معلوم آن اين است كه « فردا دوشنبه است » درحالىكه الآن ، فردايى وجود ندارد . در حال حاضر ، فردايى تحقق پيدا نكرده است ولى درعينحال ، مسألهء علم شما و فعليت علم شما قابل انكار نيست . پس شما قدرت بر قيام داريد ، در حالى كه الآن قيامى تحقق ندارد ، بعد كه شما قيام كرديد ، چه تحويل و تحوّلى صورت مىگيرد ؟ تحويل و تحوّل آن ، فقط در ارتباط با غيبت و حضور است . يعنى وقتى شما قدرت بر قيام داشتيد ، قيام ، موجود نبود . قدرت ، وجود داشت ولى مقدور ، تحقق نداشت و يا به تعبير ديگر : مقدور ، غايب بود سپس حاضر شد . و الّا در خود قدرت ، هيچگونه تغييرى بهوجود نيامده است . و در اين جهت ، بين ما و خداوند فرقى نيست . فقط فرق اين است كه علم و قدرت ، عين ذات خداوند و قديم است ولى در مورد ما ، علم و قدرت ، زايد بر ذات و حادث است . سپس ابو بصير مىگويد : قلت : فلم يزل اللَّه متحركاً ؟
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 137
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص١٣٧