تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
استفاده مىشود . شما مىگوييد : اين ( أقم الصلاة ) كه در آيه آمده و معنايش اين است كه شما مىدانيد صلاة چيست و وجوب نماز را هم مىدانيد ، فقط آمده‌ايم اوقات نماز را براى شما بيان كنيم و بگوييم : اوقات نماز ، ( لدلوك الشمس إلى غسق الليل ) است . آيا صلاة در ( أقم الصلاة ) معنايش اين است ؟ يعنى همان چيزى كه در شبانه روز پنج نوبت خوانده مىشود . آيا مردم ، آيه را اين گونه معنا مىكنند ؟ پس ( لدلوك الشمس ) براى چه آمده است ؟ آيا مىتوانيم بگوييم : از ( أقم الصلاة ) يك معناى مبهمى را مىفهميم ؟ با چه چيزى به آن معناى مبهم اشاره كنيم ؟ آيه تازه مىخواهد اوقات صلاة را بگويد . زوال شمس تا نصف شب كه وقت براى چهار نماز است در اين آيه مطرح شده است . خلاصه اين كه ما نمىتوانيم بگوييم : « متشرعه ، از معناى صلاة ، يك معناى مبهم يدرك و لا يوصف را استفاده مىكنند و راه‌هاى معرفى آن معنا عبارت از راه‌هايى است كه بعد از دستور ( أقيموا الصلاة ) آمده است » . آيهء شريفهء ( انّ الصلاة تنهى عن الفحشاء و المنكر ) « 1 » بعد از مدتها نازل شده است و ما كه طلبه هستيم تا وقتى به كفاية الاصول نرسيده و حرف مرحوم آخوند را نديده‌ايم و يا تفسير آيه را مطالعه نكرده‌ايم اين آثار به ذهنمان نمىآيد . الآن هم كه چند روزى است در اين زمينه بحث مىكنيم باز وقتى من كلمهء « صلاة » را مىگويم ، به ذهن شما مسئله نهى از فحشاء و منكر نمىآيد ، تا چه رسد به متشرعهء كوچه و بازار كه اصلًا اطلاعى از اين آثار و خواص نماز ندارند ، ولى در عين حال ، وقتى كلمهء صلاة نزد متشرعه مطرح مىشود مىفهمند كه صلاة عبادتى است كه داراى اجزاء و شرايطى مىباشد و خصوصياتى - مثل روبه‌قبله بودن و . . . - در آن معتبر است . تمام اين خصوصيات ، در ذهن متشرعه نقش مىبندد . در اين صورت ، چگونه مىتوان گفت كه جز يك معناى مبهم يدرك و لا يوصف - كه با اين آثار بايد توصيف شود - به ذهن نمىآيد ؟ اين خلاف چيزى است
هامش
( 1 ) - العنكبوت : 45