نكره وجود دارد . در نكره ، مسئله ترديد مطرح است . وقتى كسى به شما مىگويد :
جاءني رجلٌ ، در اين جمله كلمهء « رجل » به حسب واقع ابهام ندارد ولى با توجه به اين كه متكلّم ، مشخصات او را بيان نكرده است ؛ روح ترديدى در مخاطب به وجود مىآيد و مخاطب ، مردّد مىشود كه آيا اين رجل ، زيد است يا عَمرو است و يا بكر است ؟ ايشان مىفرمايد : اسم اين را ما ، ترديد مىگذاريم ولى ابهامى كه در اينجا مطرح مىكنيم مربوط به ذات و ماهيت است نه ترديد انسانها در معناى صلاة . بلكه صلاة ، ذاتاً ابهام دارد . سپس مىفرمايد : تصور نكنيد كه آنچه در ارتباط با الفاظ عبادات مىگوييم ، فقط در الفاظ عبادات مطرح است بلكه اين مسئله در تكوينيات هم نظائرى دارد مثلًا : خمر ، از اشياء متعددى ساخته مىشود ، از خرما ، انگور و . . . و اينها از جهات مختلفى - مثل شكل ، رنگ ، شدت اسكار و . . . - با يكديگر تفاوت دارند ولى وقتى عرف ، كلمهء خمر را مىشنود ، قطعاً معنايى به ذهنش مىآيد ، امّا آن معنا نه انطباق بر خصوص خمر متخذ از انگور دارد و نه انطباق بر خصوص خمر متخذ از خرما دارد و نه انطباق بر رنگ خاص يا مرتبهء خاصى از اسكار دارد . حال از عرف سؤال مىكنيم : خمر چيست ؟ عرف نمىتواند توصيف كند ، بههمينجهت آثارش را مطرح مىكند و مىگويد : همان چيزى كه مسكر است و عقل را زايل مىكند . محقق اصفهانى رحمه الله مىفرمايد : در باب صلاة نيز ما همين حرف را مىزنيم . سپس مىفرمايد : بعضى از محقّقين ، در نوع مشكّك از ماهيات اصيله نيز همين حرف را زدهاند ، مثلًا در باب نور و وجود و امثال اينها ملاحظه مىكنيم كه بالاترين مرتبهء وجود ، عبارت از واجب الوجود است ، بعد نوبت به ممكن الوجود مىرسد ولى در همين ممكن الوجود ، مراتب متعددى مطرح است . شدت وجود در مجرّدات با وجود در ماهيات تفاوت دارد و در خود ماهيات نيز وجود انسان با وجود حيوان فرق دارد . ايشان مىفرمايد : بعضى از اهل فن معتقدند :
كلّى وجود مشكك ، بين مراتب مختلفهاى از وجود ، داراى يك ماهيت مبهمى است و
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 88
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٨٨