ماهيت انسان كه عبارت از حيوان ناطق است . از خصوصيات ماهيت اصيل اين است كه در ذات آن ، هيچ ابهامى وجود ندارد . اگر از ما راجع به ماهيت انسان سؤال كنند ، مىگوييم : حيوان ناطق . تمام ماهيت انسان ، با وضوح و روشنى و بدون كم و زياد عبارت از حيوان ناطق است . ايشان مىفرمايد : اگر بخواهد ابهامى بر اين ماهيت عارض شود ، اين ابهام نمىتواند در مرحلهء ذات ماهيت مطرح باشد ، بلكه در ارتباط با خصوصيات فردى و عوارض مشخّصه آن مىتواند مطرح باشد ، مثلًا : اگر به ما گفتند : « انسانى در خانه است » . وقتى ما اين انسان را با ماهيتش ملاحظه كنيم ، هيچگونه ابهامى براى ما وجود ندارد ولى همين انسان را اگر به لحاظ خصوصيات فردى او ملاحظه كنيم ، احتمالاتى در او جريان دارد ، سفيد پوست بودن ، سياه پوست بودن ، عالم بودن ، جاهل بودن ، بلندقد يا كوتاه قد بودن و . . . . قسم دوّم : ماهياتى است كه از آنها به ماهيات اعتباريه و غير متأصّله تعبير مىشود . اينها عبارت از ماهياتى هستند كه از چند ماهيت ، تركيب يافته و از چند مقوله تشكيل شدهاند ، و در حقيقت ماهيات متعدد را كنار هم گذاشتهاند و با يك وحدت اعتبارى به آنها نگريستهاند ، مثل ماهيت صلاة . صلاة ، داراى ماهيت واحدى است ولى نه ماهيت اصيله بلكه ماهيت اعتباريه ، زيرا اجزاء و خصوصياتى كه در تشكيل اين ماهيت اعتبارى نقش دارند هركدام ، يك ماهيت اصيله متأصّلهاند و هركدام ، يك مقولهاند . اين مقولات متباينه را شارع مقدس ، با يك وحدت اعتبارى به آنها نگريسته و اين واحد اعتبارى را موضوع براى حكم قرار داده و آثار و احكامى برآن مترتب كرده است . فرق اين ماهيات اعتباريه با ماهيات اصيله ، در يك جهت مهم اين است كه ما گفتيم : ماهيات اصيله ، در ذاتشان ابهامى نيست و ابهام ، همواره در ارتباط با عوارض و خصوصيات آن ماهيات است ولى ماهيات اعتباريه ، در ذاتشان ابهام وجود دارد يعنى معمولًا حدود و ثغور اين ماهيت واحدهء اعتباريه براى ما نامعلوم است . به عبارت روشنتر : ايشان مىفرمايد : وقتى به انسان نگاه مىكنيم مىبينيم
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 86
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٨٦