ثانياً : آيا شما ، اين وجودات را وجودِ واحد مىدانيد يا وجودات متعدّد ؟ اگر بگوييد : اين وجودات ، داراى وحدت مىباشند . مىگوييم : آيا ماهيات متباينه مىتوانند در وجودْ اتحاد داشته باشند ؟ يعنى آيا مىتوانند يك وجود داشته باشند ؟ مگر شما نمىگوييد : در صلاة ، ماهيات متباينه وجود دارد ؟ چگونه ماهيات متباينه ، در يك وجود جمع شدهاند ؟ در باب عرض و معروض - با وجود اينكه قوام وجودى عرض ، به معروض است - اگر سؤال شود : آيا براى عرض و معروض ، دو وجود تحقق دارد يا يك وجود ؟ بدون ترديد خواهيد گفت : دو وجود تحقق دارد ، زيرا دو ماهيت و دو حقيقت است . وجودِ جسم ، يك چيز و وجودِ عرض ، چيز ديگرى است و براى ما در خارج دو وجود است يكى وجود جسم و ديگرى وجود بياض . به عبارت ديگر : نياز عرض به معروض ، اقتضاى اندكاك وجودى در معروض - بهگونهاى كه در خارج ، فقط يك وجود داشته باشيم - را ندارد . وقتى در باب عرض و معروض چنين است آيا در مورد مقولات مختلف - كه صلاة را تشكيل دادهاند - مىتوان گفت : « در يك وجود ، جمع هستند » ؟ در نتيجه ناچاريد بگوييد : اين حصّه از وجود ، وجوداتِ متعدد است . و ما مىگوييم : اگر وجوداتِ متعدد باشد جامع مىخواهد ؛ زيرا نماز براى هريك از وجودات - به نحو وضع عام و موضوع له خاص - وضع نشده است . بلكه به صورت وضع عام و موضوع له عام است و شما بايد بين اين وجودات ، قدر جامعى درست كنيد و هيچ جامعى نمىتوان بين اينها درست كرد مگر جامع عنوانى و آن عنوان « الحصّة من الوجود ، المشتملة على الصحيح » است و اين عنوان ، خودش جامع عنوانى است .
« الحصّة من الوجود » جزء حقيقت وجودات نيست بلكه عنوانى است كه اين وجودات را زير پوشش قرار داده است . و اگر قرار بود جامع عنوانى حلّال مشكل شما باشد ، همان عنوان « الناهية عن الفحشاء و المنكر » قابلقبولتر و بهتر از اين جامع عنوانى است كه شما بيان كرديد .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 84
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٨٤