عنوان حدث و زيد به عنوان ذات است و وجود ذات غير از وجود حدث است و اگر بخواهيد قضيّهء « زيد ضَرْب » را تشكيل دهيد بايد موضوع را امر مركّبى قرار دهيد » صاحب فصول رحمه الله در قضيّهء « الإنسان حيوان ناطق » و بالاتر از آن در قضيّهء « زيد ضارب » چنين چيزى نمىگويد . خود صاحب فصول رحمه الله در مقام مقايسه بين ضارب و ضرب مىگويد : اگر بخواهيم ضارب را حمل بر زيد كنيم ، نيازى به اعتبار نداريم . وقتى خود صاحب فصول رحمه الله قضيّهء « زيد ضارب » را داخل در قسم اوّل - كه مغايرت اعتبارى و اتّحاد حقيقى است - قرار داده است ، ديگر نمىتوان به ايشان اعتراض كرد كه شما در « الإنسان حيوان ناطق » مجموع مركّب را موضوع و جزء اين مجموع مركّب را محمول قرار مىدهيد . انصاف اين است كه مرحوم آخوند گويا در كلام صاحب فصول رحمه الله دقّت نفرموده است . شايد منشأ برداشت مرحوم آخوند از كلام صاحب فصول رحمه الله اين باشد كه صاحب فصول رحمه الله در بعضى از مثالها دچار اشتباه شده است ، مثلًا براى تغاير وجودى مثل جسم و عرض - كه تغايرشان روشن است - گاهى به « الإنسان جسم » مثال مىزند درحالىكه بين « الإنسان » و « جسم » تغاير وجودى وجود ندارد ، زيرا جسم به عنوان جنس بعيد براى انسان است و معنا ندارد كه جنس بعيد انسان با آن اتّحاد وجودى نداشته باشد . پيداست كه بين ماهيّت جسم و ماهيّت انسان ، اتّحاد وجودى برقرار است . ولى اشكال ديگر مرحوم آخوند به صاحب فصول رحمه الله وارد است و آن اشكال اين بود كه صاحب فصول رحمه الله خواست از تغاير حقيقى بين جسم و بياض فرار كند ، به تغاير حقيقى بين كلّ و جزء گرفتار گرديد . اشكال مهمّ بر صاحب فصول ؛ : با توجّه به مطالبى كه در ارتباط با قضيّهء حمليّه و ملاك آن بيان كرديم ، اشكال مهمّى بر صاحب فصول رحمه الله مطرح است . قبل از بيان اين اشكال ، تذكّر نكتهاى اساسى و مهم را لازم مىدانيم كه شايد اين نكته مورد غفلت صاحب فصول رحمه الله و ديگران قرار گرفته است . و آن نكته اين است كه قضيّهء حمليّه
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 531
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٥٣١