تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 530

مساهمون:

ص٥٣٠
فصول رحمه الله ) خواستيد از يك اشكال فرار كنيد ، گرفتار اشكال ديگرى شديد . شما ديديد بين جسم و بياض ، تغاير وجودى مطرح است ، براى فرار از اين تغاير وجودى ، از جسم و بياض ، مجموع مركّبى درست كرده ، آن را موضوع و بياض را محمول قرار داديد . و روشن است كه تغاير كلّ و جزء تغاير حقيقى است و شما خواستيد از مغايرت حقيقى بين جسم و بياض فرار كنيد ، به يك مغايرت حقيقى ديگر گرفتار شديد . از اين بالاتر ، مرحوم آخوند مىفرمايد : در قضاياى حمليّه‌اى كه در مقام تعريف وارد شده - مثل « الإنسان حيوان ناطق » - ما نمىبينيم كسى مسألهء تركيب را مطرح كرده باشد ، كسى نيامده موضوع و محمول را تركيب كرده و آن را موضوع قرار دهد و سپس جزء آن موضوع را به عنوان محمول قرار دهد . « 1 »

بررسى كلام مرحوم آخوند

اوّلًا : كلام مرحوم آخوند در اينجا قدرى اضطراب دارد ، زيرا مرحوم آخوند خيال كرده است كه صاحب فصول رحمه الله تنها ملاك حمل را همين ملاك دوّم - يعنى مغايرت حقيقى و اتّحاد اعتبارى - قرار داده است ، درحالىكه صاحب فصول رحمه الله دو ملاك براى حمل مطرح كرد و ملاك غالب و شايع ، همان ملاك اوّل است و ملاك دوّم به عنوان ملاك غير شايع مطرح است . لذا مرحوم آخوند در جواب صاحب فصول رحمه الله فرموده است : « در حمل ، ملاحظهء تركيب معتبر نيست » . ثانياً : كجا صاحب فصول رحمه الله در قضيّهء « الإنسان حيوان ناطق » مسألهء تركيب را مطرح كرده است ؟ صاحب فصول رحمه الله اين مطلب را در مورد جايى گفته كه موضوع و محمول ، تغاير وجودى دارند و خود ايشان به اين مطلب تصريح كرده ، لذا ما گفتيم : بيان صاحب فصول رحمه الله در جواب فلاسفه است . فلاسفه ، در فرق بين مشتق و مبدأ بحث مىكردند ، صاحب فصول رحمه الله فرمود : « ضَرْب ، با زيد تغاير وجودى دارد ، ضَرْب ، به
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 84 و 85