دو احتمال وجود دارد : 1 - مقصود ، همان مادّهاى باشد كه در ضمن اين مشتق وجود دارد ، همان مادّهء « ض ، ر ، ب » كه مبهم است . 2 - مقصود ، مصدر باشد ، كه داراى هيئت است و هيئت آن نيز معنايى را - كه خواهيم گفت - افاده مىكند . ظاهر كلمات فلاسفه - همانطور كه محقّق دوانى تصريح كرد - اين است كه مراد از مبدأ ، همان مبدأ حقيقى است نه مبدأ مشهورى ، يعنى مصدر . بنابراين مراد از مبدأ همان مادّهاى است كه در ضمن مشتقّات سريان و جريان دارد . به اين كلام ، دو اشكال روشن وارد است : اشكال اوّل : شما كه در فرق بين مشتق و مبدأ مىگوييد : « يكى « لا به شرط » و ديگرى « به شرط لا » است » مگر اينها در يك كلام نيستند ؟ مگر مشتق ، خالى از مادّه است ؟ مادّه در ضمن همين مشتق است ، آنوقت چطور مىشود كه هيئت مشتق ، « لا به شرط » و مادّهاى كه در ضمن اين مشتق است « به شرط لا » باشد ؟ مگر ما دو جمله داريم كه شما در يكى « لا به شرط » و در ديگرى « به شرط لا » درست كنيد ؟ مادّهء در ضمن اين مشتق ، اگر عنوان « به شرط لا » يى دارد ، چگونه در لفظ واحد ، با هيئت كه « لا به شرط » است جمع مىشود ؟ حتّى لازم نيست كه ما جملهاى تشكيل دهيم بلكه در مورد نفس « ضارب » شما مىگوييد : « ض ، ر ، ب » كه به عنوان مادّهء « ضارب » مطرح است ، « به شرط لا » است ولى هيئت آن ، « لا به شرط » است . بنابراين در كلمهء واحده ، دو عنوان « به شرط لا » و « لا به شرط » جمع شدهاند و اين معقول نيست . اشكال دوّم : محقّق دوانى مىفرمايد : مادّه ، همانطور كه از نظر جنبهء لفظى هيچگونه تحصّلى نمىتواند داشته باشد مگر در ضمنِ هيئت ، يعنى مثلًا بايد هيئت « ضارب » باشد تا مادّهء « ض ، ر ، ب » تحصّل پيدا كند ، از نظر معنا نيز همينطور است يعنى نمىتوانيم براى مادّه ، معنايى درست كنيم مگر در ضمن هيئت . اگر چنين است ما نمىتوانيم بگوييم : « معناى مادّه ، قابليّت حمل ندارد » مگر به
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 525
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٥٢٥