تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 522

مساهمون:

ص٥٢٢
است پس چطور شما فرق را يك فرق اعتبارى دانستيد ؟ ولى مسئله ، محلّ دقّت و تأمّل است و ما بايد ببينيم آيا مىشود مسئله را به اين صورت حل كنيم كه هم فرق بين مشتق و مبدأ - نزد فلاسفه - به اعتبار باشد و هم اشكال صاحب فصول رحمه الله وارد نباشد ؟ مرحوم حاجى سبزوارى در حاشيهء اسفار مطلب سوّمى مطرح كرده است كه هم با كلام مرحوم آخوند و هم با كلام صاحب فصول رحمه الله منافات دارد . ايشان مىفرمايد : سفيدىِ عارض بر جسم - به عنوان عرض - دو جور قابل ملاحظه و بررسى است : 1 - سفيدى را در مقابل خود جسم قرار دهيم و بخواهيم فرق بين آن دو را بررسى كنيم و جهات اختلاف ميان آن دو را ملاحظه كنيم ، روشن است كه بين عرض ( سفيدى ) و معروض ( جسم ) تباين تحقّق دارد ، جسم در وجودش نياز به موضوع ندارد ولى بياض ، نياز به موضوع و معروض دارد . در اين ديد و بررسى ، بياض قابل حمل بر جسم نيست . بياض ، مباين با جسم است . بياض ، به عنوان وجودى غير از وجود معروض مطرح است و درحقيقت ، همان‌طورى كه وقتى در ماهيات ، انواع را مقايسه مىكنيم مىبينيم بين آنها بينونت وجود دارد و نمىتواند يكى از آنها بر ديگرى حمل شود ، در باب وجود هم همين‌طور است ، يك نوع از وجود ، وجود معروض است كه استقلال دارد و در تحقّقش نياز به شىء ديگر ندارد ، نوع ديگر از وجود ، وجود عرض است كه در تحقّقش نياز به معروض دارد . « 1 » خلاصه اين كه در ديد اوّل ، ما هريك از اين دو وجود را مستقلًا ملاحظه مىكنيم كه در اين صورت ، بين آنها تباين وجود دارد و هيچ‌گونه قابليّت حمل و اتّحاد و هوهويت بين آن دو وجود ندارد . 2 - سفيدى را مقابل جسم قرار ندهيم بلكه آن را به عنوان مرتبه‌اى از وجود جسم
هامش
( 1 ) - البته ما گفتيم : « نوع سوّمى از وجود هم به عنوان معانى حرفيّه وجود دارد » . ولى ما فعلًا با آن كارى نداريم .