الضرب » معناى مركّبى است » ؟ خير ، فرقى بين اين دو نيست . ممكن است به ذهن شما بيايد كه در زبان فارسى ، ما از كلمهء « ضارب » يك معنا - يعنى « زننده » - را استفاده مىكنيم . مىگوييم : همين « زننده » نيز محلّ بحث است كه آيا معناى بسيطى است يا معناى مركّب ؟ زنندهاى كه هم زدن در آن مطرح است ، هم شخص مطرح است و هم ارتباط بين زدن و شخص در آن مطرح است . البته كلمه ، واحد است ولى منافات ندارد كه همين كلمهء واحد ، معناى تركيبى داشته باشد ، خصوصاً در مشتق ازنظر لغت عرب و لغات ديگر كه ما مىبينيم مادّه وجود دارد و هيئت هم وجود دارد و هركدام از اينها وضع مستقلّى دارند . و جاى تعجّب است كه با وجود اين مسائل ، چطور ادّعا مىشود كه مشتق ، يك مفهوم بسيط دارد ؟ مادّه و هيئت ، مثل دو كلمهاند ، همانطور كه در غلام زيد وقتى مسألهء تركيب را مطرح مىكرديم مىگفتيم : « دو معنا به ذهن مىآيد » . هرچند غلام زيد از نظر ادبى جمله نيست بلكه يك كلمه است . غلام زيد مبتدا يا خبر واقع مىشود ، مضاف و مضاف اليه كلمهء واحده مىباشد ولى ذهن ما از شنيدن غلام ، به يك معنا و از شنيدن زيد ، به معناى ديگر منتقل مىشود .
در باب مشتق كه مركّب از هيئت و مادّه است ، مادّه ، تحصّل مستقلّى ندارد مگر به صورت مصدر و اسم مصدر ، و وقتى هم در ضمنِ مشتق واقع مىشود ، تحصّل مستقلّى ندارد ولى درعينحال آيا مادّهاى كه در ضمن مشتق مىآيد ، براى چيزى وضع نشده است ؟ پيداست كه ارتباط مادّه و هيئت و تحصّل مادّه در ضمن هيئت خاصّى به نام مشتق ، بيانگر بيش از يك معناست و نمىتواند بيانگر يك معنا باشد .
جايى كه دو وضع وجود دارد ، دو موضوع له وجود خواهد داشت . لذا بهنظر مىرسد كه مشتق داراى يك معناى تركيبى است و اين معناى تركيبى عبارت از مفهوم شىء و مفهوم ذات - كه عامترين مفاهيم است - به ضميمهء مبدأ و بهضميمهء تلبّس و ارتباط مفهوم شىء به مبدأ مىباشد .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 511
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٥١١