آخوند است . اگرچه ايشان اين دليل را مقابل مرحوم آخوند قرار داده است . براى تبيين كلام محقّق شريف رحمه الله ، ابتدا كلام شارح مطالع را نقل مىكنيم :
كلام شارح مطالع
در كتاب شرح مطالع در مورد تعريف فكر گفته شده است : « الفكر هو ترتيب امور معلومة لتحصيل امر مجهول » ، يعنى فكر ، عبارت از اين است كه امور معلومى كنار هم گذاشته شود و از ترتيب آنها امر مجهولى روشن شود . با توجه به اين كه كلمهء « امور » جمع است و جمع در اينجا جمع منطقى است ، پس حد اقل بايد دو امر معلوم كنار يكديگر گذاشته شود تا از راه ترتيب اين دو امر معلوم ، امر مجهولى تحصيل شود . اشكال : ممكن است گفته شود : لازم نيست دو امر معلوم وجود داشته باشند بلكه گاهى تحصيل امر مجهول ، از راه يك امر معلوم است . و آن جايى است كه در تعريف چيزى فقط فصل آن را ذكر كنيم مثل اين كه در مقام تعريف « الإنسان » بگوييم : ناطق ، يا اين كه فقط عرض خاص آن را ذكر كنيم مثل اين كه در تعريف « الإنسان » گفته شود :
ضاحك . خود منطقيّين ، گفتهاند : در باب حدّ ، لازم نيست كه حدّ تامّ آورده شود و در باب رسم ، لازم نيست كه رسم تام آورده شود بلكه گاهى حدّ ناقص يا رسم ناقص در تعريف شىء ذكر مىشود . حد ناقص ، عبارت از تعريف به فصل است ، مثل اين كه در تعريف الإنسان گفته شود : ناطق . خود منطقيّين ناطق را معرّف انسان قرار دادهاند درحالىكه ناطق ، فصل بوده و يك شىء مىباشد . و رسم ناقص ، عبارت از اين است كه در تعريف شىء فقط عرض خاص آن را ذكر كنند ، مثل اين كه در تعريف « الإنسان » بگويند : ضاحك . لازمهء تجويز اين معنا اين است كه ما مىتوانيم از راه ضاحك به انسان پى ببريم ، بنابراين براى پى بردن به امر مجهول ، حتماً لازم نيست كه امور معلومه را ترتيب دهيم . پاسخ شارح مطالع از اشكال : ضاحك - كه به عنوان يك شىء ، معرّف انسان