تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
قسم اوّل : عنوانى است كه نفس عنوان هيچ‌گونه دخالتى ندارد ، بلكه اين عنوان ، مشير است و واقعى كه دخالت دارد عبارت از خصوصيتى است كه در مشاراليه وجود دارد ، مثلًا اگر شخصى مشغول نماز خواندن است و او پسر زيد است ، شما به رفيقت مىگويى : برو پشت سر پسر زيد نماز بخوان . در اينجا پسر زيد بودن هيچ مدخليتى در جواز اقتداء ندارد . آنچه در جواز اقتداء دخالت دارد مسألهء عدالت است و پسر زيد بودن ، عنوان مُشير است به همان عدالتى كه دخالت در جواز اقتداء دارد . قسم دوّم : عنوانى كه نفس عنوان دخالت دارد و اين خود بر دو قسم است : الف : دخالت عنوان به اين كيفيّت است كه نفس تحقّق مبدأ ، علّيّت براى حدوث و بقاء حكم دارد . به عبارت ديگر : نفس تحقّق عنوان و ارتباط بين ذات و مبدأ ، كفايت مىكند كه حكم به دنبال آن بيايد اگرچه بعداً هم اين ارتباط زايل شود و اين تلبّس از بين برود . ب : دخالت عنوان به اين كيفيت است كه حكم ، داير مدار عنوان است ، تا عنوان هست ، حكم هم هست و وقتى عنوان رفت حكم هم از بين مىرود . يعنى تلبّس به مبدأ حدوثاً و بقائا در حدوث و بقاى حكم دخالت دارد . ترديدى نيست كه عنوان ظالم در آيهء شريفه ، عنوان مشير نيست بلكه اين عنوان ، در مسئله نقش دارد . بحث در اين است كه نحوهء نقش و ارتباط آن چگونه است ؟ آيا نفس حدوث ظلم و تحقّق مبدأ ظلم ، موجب محروميّت از ولايت و امامت الهى است ، اگرچه انسانى يك لحظه متلبّس به ظلم شود و بعد هم تلبّس از بين برود ؟ يا اين كه ( لا ينال عهدي الظالمين ) معنايش اين است كه ظالم ، مادامىكه ظالم است نمىتواند امام گردد ولى اگر پنجاه سال هم ظلم كرده باشد و بعداً تلبّس به ظلم كنار برود مىتواند اين منصب را متصدّى شود ؟ نحوهء دخالت عنوان ظالم در آيهء شريفه به صورت اوّل است خصوصاً به قرينهء صدر آيهء شريفه كه مقام امامت را به حدّى بالا مىبرد كه حضرت ابراهيم عليه السلام پس از مقام نبوّت ، وقتى مىخواست به مقام امامت برسد بايد از آزمايشات سختى بيرون آيد .