تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
جا مورد بحث ما قرار مىگيرد . در نتيجه ما بايد همان

دو قول اصلى

را مورد بحث و بررسى قرار دهيم كه آيا مشتق ، حقيقت در خصوص متلبّس به مبدأ در حال است يا حقيقت در اعم از متلبّس و منقضى است ؟

1 - نظريّهء مرحوم آخوند

مرحوم آخوند معتقد است : مشتق ، حقيقت در خصوص متلبّس به مبدأ در حال است . اين كلام ايشان مورد تأييد آيت‌اللَّه خويى « دام ظلّه » نيز قرار گرفته است . « 1 » مرحوم آخوند براى اثبات مدّعاى خود سه دليل مطرح كرده است : دليل اوّل ( تبادر ) : ترديدى نيست كه آنچه از هيئات مشتقات مورد بحث ما - مثل اسم فاعل و . . . - به ذهن تبادر مىكند خصوص متلبّس به مبدأ در حال است . البته ما وقتى علائم حقيقت و مجاز را بحث مىكرديم گفتيم : تنها يك طريق براى اثبات حقيقت بودن وجود دارد و آن عبارت از تبادر است ، حتّى تصريح اهل لغت هم فايده‌اى ندارد بلكه بايد خود واضع تصريح كند كه من اين لفظ را براى اين معنا وضع كردم كه انسان از خود واضع ، بدون واسطه يا با واسطه‌اى كه مورد وثوق باشد به دست آورد كه اين لفظ براى اين معنا وضع شده است و اين معمولًا تحقّق پيدا نمىكند . از اين كه بگذريم تنها راه اثبات حقيقت عبارت از تبادر و سبقت گرفتن معنايى از بين معانى است . دليل دوّم ( عدم صحّت سلب ) : « 2 » ما در بحث علائم حقيقت و مجاز گفتيم : عدم صحّت سلب هم به تبادر برمىگردد و اگر به تبادر برنگردد نمىتواند واقعيت پيدا كند ،
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 68 و محاضرات في أُصول الفقه ، ج 1 ، ص 247 - 249 ( 2 ) - تذكر : مرحوم آخوند « صحت سلب » را به عنوان دليل دوّم بر تبادر مطرح كرده است زيرا ايشان « صحت سلب » را به لحاظ « منقضى عنه المبدأ » دانسته است و اين كه در كلام حضرت استاد « دام‌ظلّه » ، « عدم صحت سلب » مطرح شده است به اين جهت است كه ايشان عدم صحت سلب را به لحاظ « متلبس بالمبدا في الحال » در نظر گرفته است . بنابراين ، فرقى بين اين دو تعبير وجود ندارد .