اشكال در آن جريان پيدا مىكند . در لفظ « زيد » اين اشكال وارد نيست ، زيرا داراى وضع واحدى است . به عبارت ديگر : وضع آن شخصى است ، يعنى پدر زيد مادهء معين و هيئت معينى را درنظر گرفته و مجموع اينها را به وضع واحد و به تسميهء واحد براى اين هيكل خارجى وضع كرده است . ولى در باب مشتقات ، شما هر مسيرى را طى كنيد ، براى آنها دو حيثيت وجود دارد ، مادهاش وضع مستقل و هيئت آن نيز وضع مستقلى دارد . ما نمىتوانيم ضارب را با زيد مقايسه كنيم . ضارب دو حيثيت دارد ولى درعينحال كه دو حيثيت وجود دارد و دو وضع تحقّق دارد ، دو دلالت در كار نيست ، يعنى ضارب مثل زيد با عَمرو نيست كه دو دالّ و دو مدلول و دو دلالت در كار باشد . دليل اين مطلب اين است كه مادّه مثل هيولا نسبت به صورت است . همانطور كه هيولا بدون صورت هيچگونه تحصّل و تحقّقى ندارد و بعد از آنكه صورتْ عارض شد يك شىء به حساب مىآيد در باب ماده و هيئت نيز مسئله همينطور است . درست است كه در هنگام وضع هيچكدام به ديگرى ارتباطى نداشتند . وقتى واضع « ض ، ر ، ب » را وضع مىكرده ، شايد اصلًا هيئت فاعل در ذهنش نبوده و وقتى هيئت فاعل را وضع مىكرده شايد اصلًا مادهء « ض ، ر ، ب » در ذهنش نيامده است . اين دو در عالم وضع ، استقلال داشته و هيچگونه ارتباطى بين اينها وجود نداشته است ولى در مقام استعمال و مقام تحصّل و تحقّق ، ديگر مادّه يك وجود مستقلى در مقابل هيئت ندارد . دلالت مستقلّى در مقابل هيئت ندارد بلكه اينها گويا شىء واحد و كلمهء واحدى بهحساب مىآيند . در مقام دلالت هم ، دلالت اينها يك دلالت است . همانطور كه ما از كلمهء « زننده » در فارسى دو دلالت و دو دالّ و دو مدلول استفاده نمىكنيم ، در معنا و مفاد ضارب هم همينطور است و هيچگونه تعدّدى بهحساب نمىآيد و در مقام استعمال - نه ازنظر متكلّم ، نه از نظر مستمع - تعدّدى در كار نيست . در نتيجه اين حرفى را كه متأخرين در ارتباط با مواد مشتقات ذكر كردند با حقيقت ماده بودن و با حقيقت اشتقاق - كه لفظ و معناى ماده بايد در مشتقات محفوظ باشد - تطبيق مىكند ، اگرچه با كلام بصريين و كوفيين مخالف است .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 404
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٠٤