ولى اين تحقيق مسئله است و مرحوم آخوند به اصل وجود اختلاف در مورد لفظ جلاله استشهاد كرده است . بنابراين در جواب مرحوم آخوند مىگوييم : اين اختلاف در مورد موضوع له لفظ جلاله براى اين است كه اختلاف در اصل توحيد وجود دارد . مسألهء توحيد از مسلّمات بين جميع فلاسفه و جميع محققين نيست بلكه عدّهاى در اين زمينه دچار انحراف و گمراهى شدهاند ، عدّهاى از فلاسفه راه باطل را اختيار كرده و تحت تأثير ادلّهء توحيد قرار نگرفتهاند . بنابراين ممكن است در اينجا گفته شود : واضع در مقام وضع ، تحت تأثير عقايد مذهبى نيست بلكه در آن مقام ، جنبهء اجتماعى و ابتلاء عمومى را مورد نظر دارد بههمينجهت لفظ « اللَّه » را براى معنايى كلّى وضع كرده و در آن معناى كلّى هم اختلاف است . موحّدين عالم معتقدند آن معناى كلّى داراى مصداق منحصر به فرد است و بر حسب ادلّهء توحيد قائل به توحيد ذات هستند ولى جماعتى از فلاسفهء غير موحد ، تحت تأثير ادلّهء توحيد قرار نگرفته و قائل به تعدد واجب و تكثر واجب شدهاند . « 1 » مسألهء وضع را نبايد با مسألهء اعتقادى و مسألهء شرعى مخلوط كنيم . خلاصه اين كه ما ممكن است بگوييم : « چه كسى گفته اگر كلمهء اللَّه براى يك معناى كلّى وضع شده باشد آن كلّى منحصر به فرد است ؟ » اين نظر موحّدين است .
ولى واضع در مقام وضع تابع نظر موحّدين نيست . وضع يك مسألهء عمومى است .
واضع كلمهء « بت » را هم براى شركاء خداوند وضع كرده است ، پس آيا ما بايد به جنگ واضع برويم و بگوييم : چه كسى به تو اجازه اين را داده كه براى شركاء خداوند كلمهء « بت » را وضع كنى ؟ مسألهء وضع غير از مسألهء اعتقاد صحيح و اعتقاد باطل است لذا در مورد كلمهء جلاله ما ممكن است بگوييم : واضع به اين جهت كلمهء اللَّه را براى يك معناى كلّى وضع كرده كه در مصداق اين معناى عام اختلاف است . كسانى كه راه حق را
هامش
( 1 ) - رجوع شود به : نهاية الحكمة ، ج 2 ، ص 300 - 302