اشكال است : اشكال اصل مطلب مرحوم آخوند : ايشان فرمود : « چه مانعى دارد كه يك مفهوم عامى ، داراى مصداقى منحصر به فرد باشد ولى در عين حال ، لفظ براى همان مفهوم عام وضع شود ؟ » ما در جواب مىگوييم : اشكالش اين است كه چنين چيزى با غرض و هدف وضع نمىسازد . وضع ، يك كار بيهوده و لغو نيست ، وضع ، تشريفاتى نيست كه از ناحيه واضع صورت مىگيرد بلكه وضع براى تسهيل در مقام تفهيم و تفهّم است . قبل از وضع ، بايد مقاصد با اشاره تفهيم و تفهّم مىشد و اين امر مشكلات زيادى به وجود آورده بود ، براى از بين بردن اين مشكلات ، مسألهء وضع مطرح گرديد . بايد خداوند مولودى به شخص عنايت كند تا نامگذارى براى او تحقق پيدا كند ولى اگر كسى مولودى ندارد و احتمال اين كه مولودى داشته باشد در بين نيست ، چه معنا دارد كه نامگذارى براى فرزند تخيّلى خودش بكند ؟ هميشه وضع با اين هدف همراه است كه تفهيم و تفهّم سهولت پيدا كند . وقتى هدف از وضع اين شد ما سؤال مىكنيم : شما مىگوييد : « چه اشكالى دارد كه موضوع له ، يك معناى عام باشد ولى مصداق آن منحصر به فرد باشد » مىگوييم : در اين صورت چه فايدهاى دارد كه لفظ را براى اين موضوع عام وضع كنند ؟ وضع لفظ براى چنين مفهوم عامىّ ، چه مشكلى را حل مىكند .
اين وضع ، چه تسهيلى را بهوجود مىآورد ؟ لذا ما وقتى غرض وضع و هدف وضع را در نظر بگيريم مىبينيم به ما اجازهء چنين كارى را نمىدهد . اگر شما در مورد اسم زمان ملاحظه مىكنيد كه فقط « متلبّس بالمبدا » تصور دارد و « منقضى عنه المبدأ » تصور ندارد چه اثرى بر اين مترتّب مىشود كه اسم زمان را براى معناى جامع و براى قدر مشترك بين متلبّس و منقضى وضع كنيم ؟ اشكال مؤيّد اوّل مرحوم آخوند : قبول داريم كه در لفظ جلاله « اللَّه » خلاف و نزاع واقع شده است ، ولى اوّلًا : ما در اين نزاع قول اوّل را مقتضاى تحقيق مىدانيم و معتقديم :
لفظ جلالهء « اللَّه » علم براى ذات مقدّس پروردگار است و علم شخص است نه اين كه براى مفهوم كلّى « الذات المستجمع لجميع الصفات الكمالية » وضع شده باشد .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 387
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٨٧