تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
و هيچ تعدّدى در مورد آن مطرح نيست ولى در عين حال در مورد موضوع له كلمهء « اللَّه » اختلاف شده است . بعضى مىگويند : موضوع له آن ، همان شخص خداوند است ، يعنى در حقيقت ، « اللَّه » علم براى ذات مقدّس پروردگار است . و بعضى معتقدند : موضوع له كلمهء « اللَّه » معناى كلّى « الذات المستجمع لجميع الصفات الكمالية » است . اينان از طرفى مىگويند : موضوع له يك معناى كلّى است و از طرفى براساس ادلّهء توحيد ، آن كلّى را منحصر در يك فرد مىدانند . معلوم مىشود منافاتى ندارد كه ادلّهء توحيد ما را هدايت كند به توحيد ذات ، ولى با وجود اين ، موضوع له كلمهء « اللَّه » يك معناى كلّى باشد . بنابراين مرحوم آخوند مىخواهد بفرمايد : همين اختلافى كه در مورد موضوع له كلمهء « اللَّه » مطرح شده مؤيّد اين مطلب است كه مانعى ندارد لفظى براى يك مفهوم كلّى وضع شده باشد و آن كلّى منحصر به فرد باشد . مؤيّد دوّم : مرحوم آخوند مىفرمايد : اختلافى نيست كه كلمهء « الواجب » براى يك مفهوم كلّى وضع شده است درحالىكه بدون اشكال - به مقتضاى ادلّهء توحيد - مصداق « الواجب » منحصر به ذات مقدس پروردگار است و عنوان « الواجب » از عنوان « اللَّه » هم بهتر مىتواند حرف ما را تأييد كند زيرا عنوان « اللَّه » محلّ خلاف و نزاع بود و بعضى احتمال داده‌اند علم ذات و علم شخص باشد ولى در مورد كلمهء « الواجب » كسى اين احتمال را نداده است بلكه همه اتفاق دارند كه « الواجب » براى معناى عامّى وضع شده است ، ولى - به مقتضاى ادلّهء توحيد - مصداق « الواجب » واحد است و آن اختصاص به ذات مقدّس پروردگار دارد . « 1 » بررسى كلام مرحوم آخوند : مرحوم آخوند ، در حقيقت سه مطلب را مطرح كرد كه هر سه مطلب مورد
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 60 و 61