تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
امروز خودش باقى است ولى تلبس به مبدأ منقضى شده است آيا به عنوان اين كه ديروز تلبس به ضرب داشته مىتوانيم امروز حقيقتاً به او عنوان « ضارب » را اطلاق كنيم يا اين كه اطلاق « ضارب » بر زيد در امروز يك اطلاق مجازى است ؟ بنابراين زيد در دو حالتِ تلبس به مبدأ و انقضاء ، وجود دارد و اختلاف در ناحيهء تلبس و انقضاء است . در اسم فاعل ، اسم مفعول و حتى اسم مكان نيز اين مسئله وجود دارد ، زيرا مكان هم قابل دوام است . اگر جايى عنوان مسجد پيدا كرد و به اعتبار اسم مكانى عنوان « مسجد » به آن اطلاق شد ، اين مكان باقى است و نزاع در اين است كه اگر اين مسجد خراب شد و عنوان مسجديت فعليه‌اش را از دست داد آيا به اعتبار اين كه قبلًا متلبّس به عنوان مسجديت بوده حقيقتاً مىتوان به آن مسجد اطلاق كرد يا نه ؟ مكان همان و زمين همان زمين است . ذات - كه عبارت از مكان است - در هر دو حالتِ تلبس و انقضاء محفوظ است . ولى در اسم زمان وقتى عملى در يك زمان تحقق پيدا مىكند ، نزاع در باب مشتق را چگونه تصوير كنيم ؟ مثلًا قتل امام حسين عليه السلام در عاشوراى سال شصت و يك هجرى تحقق پيدا كرده است . الآن اگر بخواهيم كلمهء « مقتل الحسين » را بر عاشوراى سال شصت و يك اطلاق كنيم و بگوييم : « عاشوراى سال شصت و يك ، مقتل امام حسين عليه السلام است » اين داخل در محلّ نزاع در باب مشتق نيست ، ولى اگر خواستيم عاشورا را بر سال شصت و دو اطلاق كنيم اينجا ديگر ذات كه عبارت از زمان - يعنى عاشوراى سال شصت و يك - است ، بقاء ندارد زيرا از خصوصيات وجودى زمان اين است كه تصرّم پيدا مىكند . ذات زمان ، تصرّم پيدا مىكند يعنى جزئى از آن ايجاد شده و از بين مىرود سپس جزء ديگر به وجود آمده و از بين مىرود و هكذا . اگر ما بخواهيم بگوييم : « عاشوراى سال شصت و دو ، مقتل امام حسين عليه السلام است » مثل اين است كه ديروز زيد اتصاف به ضرب داشته و امروز بخواهيم عنوان ضارب را بر عَمرو اطلاق كنيم . آيا چنين چيزى داخل در محل نزاع مشتق است ؟ همان‌طور كه زيد و عَمرو دو وجودند و تلبس يكى از آن دو به مبدأ موجب صحت و حقيقى بودن اطلاق بر ديگرى