لفظ در اكثر از معنا ، استحاله ندارد و از نظر وضع هم جايز است و استعمال آنهم به نحو حقيقت است .
استعمال لفظ در اكثر از معنا در قرآن كريم
مرحوم آخوند در مرحلهء اوّل بحث ، استعمال لفظ در اكثر از معنا را مستحيل دانست . در اينجا ايشان توهّمى را مطرح كرده و به جواب از آن مىپردازد : توهّم اين است كه ما روايات متعدّدى داريم كه از آنها استفاده مىشود قرآن داراى ظاهر و باطن است « له ظهر و بطن » و تعبيرات مختلفى در اين مورد وجود دارد . در بعضى از روايات وارد شده كه « ظاهره أنيق و باطنه عميق » « 1 » كه مسألهء ظاهر و باطن را براى قرآن ، مسلّم دانسته و مىفرمايد : ظاهر آن « أنيق » - يعنى اعجابآور - و باطن آن « عميق » - يعنى داراى عمق - است . روايات ديگرى نيز داريم كه مىفرمايد : « قرآن داراى هفت بطن است » و در بعضى مىفرمايد : « قرآن داراى هفتاد بطن است » . « 2 » مرحوم آخوند مىفرمايد : ممكن است كسى بگويد : رواياتى كه براى قرآن ظاهر و باطن درست مىكند - حتى اگر يك بطن هم داشته باشد - معنايش اين است كه الفاظ قرآن داراى دو معناست ، از يك معناى آن به معناى ظاهر و از ديگرى به معناى باطن تعبير مىشود . پس حدّ اقل دو معنا مطرح است . و اگر ما روايات هفت بطن را بگيريم معنايش اين است كه قرآن هشت معنا دارد يكى از آن معانى ظاهر و هفت معناى ديگر ، باطن مىباشند و اگر روايات هفتاد بطن را بگيريم معنايش اين است كه قرآن داراى هفتاد و يك معناست كه يكى از آنها ظاهر و هفتاد معناى ديگر ، باطن مىباشند .
هامش
( 1 ) - بحارالأنوار ، ج 92 ، باب 1 ، باب فضل القرآن و إعجازه ، ح 16
( 2 ) - بحارالأنوار ، ج 92 ، باب 8 ، باب أنّ للقرآن ظهراً و بطناً .