تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
متوهّم معتقد است : اين روايات مىگويد : تعدّد معانى ، وقوع و خارجيت و تحقّق پيدا كرده است با اين كه اكثر الفاظ قرآن مشترك لفظى نيست و براى يك معنا وضع شده و تعدّد وضع مطرح نيست ، ولى با وجود اين در دو معنا استعمال شده كه يكى ظاهر و ديگرى باطن است . به حسب اين روايات ، مسألهء ظهر و بطن ، اختصاص به الفاظ مشترك ندارد و در همهء الفاظ قرآنى ثابت است . آن‌وقت اگر در غير مشتركِ لفظى در قرآن ، هفتاد و يك يا حد اقل دو معنا وقوع داشته باشد پس شما ( مرحوم آخوند ) چگونه ادعاى استحاله مىكنيد آن‌هم در مورد مشترك لفظى ؟ با اين كه مشترك لفظى از نظر استعمال در معانى متعدّد ، نزديكتر از غير مشترك لفظى است . مرحوم آخوند در پاسخ توهّم فوق مىفرمايد : آنچه محلّ بحث ماست ، با آنچه در اين روايات است تفاوت دارد . بحث ما در اين است كه لفظى در دو معنا استعمال شود ، به‌گونه‌اى كه آن دو معنا در عرض يكديگر بوده و تقدّم و تأخّرى در كار نباشد و هيچ‌يك از آن دو معنا بر ديگرى مزيتى نداشته باشند . و نحوهء استعمال به‌صورتى باشد كه گويا در هريك از آنها به‌طور مستقل استعمال شده و غير از آن چيزى اراده نشده است . نحوهء استعمال « عين » در معناى « باكيه » به‌صورتى است كه گويا فقط در همين معنا استعمال شده است و نحوهء استعمالش در معناى « جاريه » نيز به‌همين‌صورت است . ولى رواياتى كه مسألهء بطون را مطرح مىكنند بر اين معنا دلالت ندارند كه لفظ ، در ظاهر و باطن - به عنوان دو معناى مستقل و در عرض هم - استعمال شده است . كجاى اين روايات دلالت دارد كه معناى باطن يا بطون در عرض معناى ظاهر و در رديف آن است ؟ بلكه كجاى روايات دلالت دارد كه اگر ما گفتيم : « قرآن هفتاد بطن دارد » معنايش اين باشد كه اين بطون ، مستعمل فيه هستند و نحوهء ارادهء بطون مانند ارادهء ظاهر است ؟ نحوهء ارادهء معناى ظاهر از لفظ اين است كه لفظ در آن معناى ظاهر استعمال شده است . يعنى لفظى داريم كه مستعمل است و معنايى داريم كه مستعمل فيه است . ولى در ارتباط با بطون ، چنين
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 339 | الشيخ فاضل اللنكراني