تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
محقق قمى رحمه الله به عنوان اشكال به صاحب معالم رحمه الله مىفرمايد : در معانى مشترك ، تقيّد به قيد وحدت مطرح نيست . اين‌طور نيست كه واضع گفته باشد : « من لفظ « عين » را براى « عين باكيه مقيد به قيد وحدت » وضع مىكنم » و در وضع دوّم بگويد : « من لفظ « عين » را براى « عين جاريه مقيد به قيد وحدت » وضع مىكنم » . مسئله به اين صورت نيست بلكه واضع وقتى مىخواسته لفظ را وضع كند قطعاً لفظ را ملاحظه كرده و معنا را هم تصور كرده است ولى آن معنايى را كه واضع تصور كرده ، خودش اتصاف به وحدت داشته و در حال وحدت بوده است بدون اين كه واضع چنين قيدى را در موضوع له مطرح كند . واضع لفظ « عين » را براى « عين باكيه » وضع كرد ولى « عين باكيه » در حالى موضوع له براى لفظ « عين » قرار گرفت كه اتصاف به وحدت داشت و معناى ديگرى همراه آن نبود ، زيرا وقتى لفظ « عين » را براى « عين باكيه » وضع مىكرد فقط خود « عين باكيه » متصوّر و ملحوظ واضع بود . در وضع دوّم و سوّم نيز همين‌طور است . و هنگامى كه مىخواست لفظ « عين » را براى « عين جاريه » وضع كند باز عين جاريه را به تنهايى ملاحظه كرد ، نه با قيد تنهايى بلكه در حالى آن را ملاحظه كرد كه معناى ديگرى همراه آن نبود . لذا محقق قمى رحمه الله مىفرمايد : پس موضوع له در الفاظ مشترك ، معانى مقيّد به قيد وحدت نيست بلكه معانى در حال وحدت ، موضوع له است . يعنى آن موقعى كه لحاظ به هريك از اين معانى تعلّق گرفت ، خود آن معنا ، متصوّر و ملحوظ بود و خود آن معنا به عنوان موضوع له قرار گرفت و چيز ديگرى همراه آن نبود . سپس مىفرمايد : همين مقدار كه معانى در حال وحدت ، موضوع له الفاظ مشترك قرار گرفته ، كافى است كه شما نتوانيد در استعمال واحد ، لفظ را در بيش از يك معنا استعمال كنيد ، زيرا استعمال بايد از وضع پيروى كند و مطابق با آن باشد . خصوصيات و حالاتى كه در حال وضع تحقّق دارد بايد در استعمال رعايت شود ، و چون معانى ، در هنگام وضع ، داراى صفت وحدت بوده و در حال وحدت بوده ، اين حال وحدت بايد در استعمال هم ملاحظه شود ، بنابراين لفظ مشترك را نمىتوان در بيش از يك معنا