چنين است آيا بين اين دو ، تقدّم و تأخّرى وجود دارد ؟ خير ، اين گونه نيست . در « زيد قائم » ممكن است كسى بگويد : « زيد بر قائم تقدّم دارد » ولى اينجا نمىتوان چنين حرفى زد زيرا اينجا هر دو - سواد و بياض - در موضوع اخذ شدهاند . و محمول هم « متضادان » است و كسى نمىتوان احتمال دهد كه در موضوعيت ، سواد بر بياض تقدّم دارد بهطورى كه اگر مسئله را برعكس كرده و بگوييم : « البياض و السواد متضادان » ، حكم عوض شود . خير ، در موضوعيت ، هيچ فرقى نيست كه سواد را اوّل بگوييم يا بياض را . بلكه اين دو مقصودند نه دوتاى با فرض تقدّم يكى و تأخّر ديگرى . بنابراين ، « سواد و بياض » حاضر عند النفس هستند و اگر حاضر نباشند نمىتوان « متضادان » را برآن حمل كرد . « سواد و بياض » اگرچه بهحسب واقعيت بينشان تضادّ وجود دارد ولى اين متضادان در خارج ، هر دو با هم نزد نفس حاضرند - هرچند براى يك لحظه هم باشد - تضادّ خارجى مربوط به عالم ماده است ولى اينجا كه به عنوان موضوعيت مطرح است هر دو با هم نزد نفس حاضرند و هيچگونه تقدّم و تأخّرى بين آنها وجود ندارد . در نتيجه در آنِ واحد ممكن است دو چيز نزد نفس حاضر باشند ، اگرچه دو چيز متضاد باشند مثل سواد و بياض كه بين آنها تضاد كامل است . خلاصهء بحث پيرامون نظريهء مرحوم نائينى آنچه مرحوم نائينى برآن تكيه داشت در ارتباط با لفظ نبود ، بهخلاف مرحوم آخوند كه همهء اشكال استحالهء ايشان در ارتباط با لفظ بود و تمام احتمالاتى كه در كلام ايشان ذكر كرديم بر محور لفظ جريان داشت ولى مرحوم نائينى مىفرمود : « ما با لفظ كارى نداريم ، ما درگير معنا هستيم و معتقديم نفس نمىتواند در آنِ واحد به دو معنا توجه پيدا كند » . ما در جواب مرحوم نائينى گفتيم : پس شما با اين موارد متعدّد چه مىكنيد ؟
مخصوصاً مثال اخير كه از همه واضحتر بود . شما با مثال « زيد و قائم متحدان » و مثال
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 308
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٠٨