محروم باشد . جواب سوّم : اگر كسى با جوابهاى اوّل و دوّم قانع نشود به او مىگوييم : ملاك و مناط حمل در قضاياى حمليه عبارت از هوهويت و اتّحاد است . مراد از قضيّهء حمليّهء « زيد قائم » وجود اتّحاد و هوهويت بين زيد و قائم است و متكلّم مىخواهد بگويد : زيد و قائم يكى هستند . شما وقتى قضيّهء حمليه را تشكيل مىدهيد ، ازنظر لفظى ، يك موضوع داريد و يك محمول ، يعنى در عالَم لفظ ، يك تقدّم و تأخّرى در كار است . عالَم لفظ ، همان عالم مادّه است و محدوديتى كه براى ساير امور مادى مطرح است براى لفظ هم مطرح است يعنى ما نمىتوانيم زيد و قائم را در عرض هم به عنوان لفظ مطرح كنيم . بالاخره نوعى تقدّم و تأخّر لفظى بين آنها وجود دارد . « زيد » به عنوان « موضوع » ، در لفظْ تقدّم دارد و « قائم » به عنوان « محمول » ، در لفظْ تأخّر دارد ولى وقتى ما از لفظ صرفنظر كنيم و بخواهيم مسئله هوهويت را به ميان آوريم ، در مطرح كردن اتّحاد بين زيد و قائم ، تقدّم و تأخّر مطرح نيست . به عبارت ديگر : وقتى كه شما در نفستان مىخواهيد بين زيد و قائم هوهويت و اتّحاد را مطرح كنيد آيا به چه كيفيتى مطرح مىكنيد ؟ آيا اوّل « زيد » را در نفس خود احضار مىكنيد سپس « زيد » كنار رفته و « قائم » در نفس شما احضار مىشود ؟ يا اين كه براى القاء هوهويت بين « زيد » و « قائم » ، هر دو نزد نفس حاضر مىشوند . روشن است كه براى ايجاد هوهويت بين دو چيز بايد هر دو چيز حاضر باشند و نمىتوان بين چيزى كه حاضر است با چيزى كه حاضر نيست ، به عنوان تشكيل قضيّهء حمليه القاء هوهويت كرد . چنين عملى مثل اين است كه كسى بخواهد دست كسى را در دست ديگرى بگذارد ، در اين صورت بايد هر دو حاضر باشند و هر دو در عرض هم تحقّق داشته باشند . در ما نحن فيه هم شما مىخواهيد در نفس خودتان ميان زيد و قائم ايجاد هوهويت كنيد پس بايد هر دو نزد نفس شما حاضر و مورد التفات نفس شما باشند .
چگونه نفس شما در آنِ واحد به هر دو توجه كرده است ؟ « زيد » علم شخص و داراى « وضع خاص و موضوع له خاص » است و « قائم » داراى دو وضع است . مادّهء آن داراى
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 306
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٠٦