مىشود كه با وجود اين كه فعل ، واحد است ، هم مىتوان آن را به شخص نسبت داد و هم به خداوند متعال . در آيهء شريفه ( و لكنّ اللَّه رمى ) « 1 » خداوند « رمى » را به خودش نسبت مىدهد . حال بحث اين است كه آيا وقتى « رؤيت » هم به نفس انسان نسبت داده مىشود و هم به چشم ، آيا وجداناً انسان در آنِ واحد نمىتواند دو نفر را ببيند ؟ آيا نمىتواند دو چيز را ببيند ؟ اگر شما گفتيد : « من در كوچه دو نفر را ديدم كه مشغول قدم زدن بودند » آيا حتماً بايد يك تقدّم و تأخّرى در كار باشد ؟ خير ، با وجود اين كه « رؤيت » يكى است ولى « مرئى » تعدد دارد . نفس انسانى بهواسطهء سعه و تجرّدى كه داراست ، در آنِ واحد مىتواند دو نفر را ببيند ، بلكه مىتواند بيش از دو نفر را هم ببيند . اينطور نيست كه گفته شود : « حالا كه دو نفرند بايد دو رؤيت در كار باشد ، چون معنا ندارد دو رؤيت در يك زمان واقع شود بلكه بايد تقدّم و تأخّرى در كار باشد » وجداناً مسئله اينطور نيست . رؤيت با اين كه عمل نفس است و با اين كه « مرئى » متعدّد است و لازمهء آن اين است كه رؤيت هم متعدّد باشد ولى با ملاحظهء سعهاى كه در نفس وجود دارد ، اين معنا در آنِ واحد در نفس تحقّق پيدا مىكند . « 2 » جواب دوّم : انسان ممكن است در آنِ واحد يك چيز را ببيند و صدايى را هم بشنود يعنى هم از چشم استفاده كند و هم از گوش . و يا مثلًا ممكن است در عين اين كه چيزى را لمس مىكند بهوسيلهء قوهء سامعه هم چيزى را بشنود ، روشن است كه شنيدن ، ديدن ، لمس و . . . فعل نفس مىباشند و براى نفس ممكن است كه در آنِ واحد هم شنيدن را انجام دهد و هم ديدن را ، يا هم ديدن را انجام دهد هم لمس كردن را .
بههمينجهت شما اين گونه افعال را به نفس نسبت داده و مىگوييد : ديدم ، شنيدم ، لمس كردم و اين اسناد ، بدون ترديد اسناد حقيقى است . از اينجا كشف مىكنيم كه نفس انسان داراى عالَم مخصوصى است و به علّت تجرّد ، از يك گستردگى خاصّى برخوردار است و مثل جسم نيست كه داراى محدوديت بوده و از بسيارى از امور
هامش
( 1 ) - الأنفال : 17
( 2 ) - رسالهء طلب و اراده ، ص 72 - 74 ، ( فصل : فى بيان مذهب الحقّ و هو الأمر بين الأمرين ) .