تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
باكيه » نيز غير از لحاظ « عين جاريه » است . محقّق نائينى رحمه الله سپس مىفرمايد : بديهى است كه بين اين دو معنا هيچ‌گونه تقدّم و تأخّر زمانى يا تقدّم و تأخّر رتبى وجود ندارد و اين كه ما به « معناى اوّل » و « معناى دوّم » تعبير مىكنيم از روى مسامحه است و به اين معنا نيست كه بين دو معنا ، « اوّليت » و « ثانويّت » وجود داشته و يكى مقدّم بر ديگرى است . اصولًا وجهى ندارد كه يكى از دو معنا تقدّم زمانى يا تقدّم رتبى بر معناى ديگر داشته باشد مگر اين كه يكى سبب و ديگرى مسبّب باشد ، يكى علت و ديگرى معلول باشد كه رتبهء علّت ، مقدّم بر رتبهء معلول است . در نتيجه « عين باكيه » و « عين جاريه » در ارتباط با متكلّم ، در يك صف و در عرض هم قرار گرفته‌اند و هيچ‌گونه تقدّم و تأخّرى بين آن دو وجود ندارد و اگر دو چيز در عرض هم و در يك صف قرار گرفتند و هيچ‌گونه تقدّم و تأخّرى بين آن دو وجود نداشت ، لازمهء اين معنا اين است كه نفس انسانى - كه لحاظ در رابطه با نفس است - در آنِ واحد داراى دو لحاظ باشد ، يعنى هم معناى « عين باكيه » ملحوظ براى نفس باشد و هم معناى « عين جاريه » ملحوظ براى نفس باشد . البته اگر تقدّم و تأخّر زمانى در كار باشد - هرچند براى يك لحظه - مانعى ندارد كه در يك آن ، عين باكيه ، ملحوظ نفس باشد و در آنِ ديگر ، عين جاريه . ولى فرض اين است كه بين اين دو معنا ، هيچ تقدّم و تأخّرى - حتّى براى يك لحظه - نداريم . اين دو شىء ، با فرض اينكه دو شىء هستند - نه اينكه دو شىء را يك شىء كرده باشيم ، چون نه قدر جامعى در كار بود و نه عنوان انتزاعى ، بلكه حيثيت تعدّد معنا بايد محفوظ بماند - نفس مىخواهد در آنِ واحد ، دو لحاظ نسبت به اين دو معنا داشته باشد ، و به عبارت ديگر : نفس ، در آنِ واحد مىخواهد دو عمل انجام دهد و اين مستحيل است . نفس چگونه مىتواند در آنِ واحد ، دو لحاظ - يعنى دو احضار معنا - نزد خود داشته باشد بدون اين كه اين دو لحاظ ، تقدّم و تأخّرى داشته باشند ؟ چنين چيزى داراى استحاله است . « 1 »
هامش
( 1 ) - أجود التقريرات ، ج 1 ، ص 51
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 303 | الشيخ فاضل اللنكراني