تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
بررسى كلام محقّق نائينى رحمه الله در مقام جواب از ايشان بايد گفته شود : نفس انسانى از عالم مادّه نيست و مربوط به جهان تجرّد است و شما مسألهء نفس انسانى را با عالم مادّه داراى يك حكم ندانيد . مادّه ، مشتمل بر محدوديت است و همين محدوديت ، براى آن تضييق به وجود آورده است . جسم واحد نمىتواند در آنِ واحد ، هم معروضِ عرضِ بياض و هم معروض عرض سواد باشد . ولى اين از آثار جسم است . مادّى بودن ، يك چنين اقتضايى دارد . مادّى بودن ، اين محدوديت را به‌وجود آورده است . ولى مسألهء نفس را ما نمىتوانيم با مسألهء ماديّت مقايسه كنيم . نفس انسانى مجرّد است و به‌همين‌جهت از توسعه و گستردگى برخوردار است و محدوديتهاى مطرح شده در امور مادّى ، اصلًا در ارتباط با نفس مطرح نيست . حال چرا اين‌طور است ؟ اينجا ما مىتوانيم جوابهايى ذكر كنيم ولى به اين صورت كه اگر اوّلى را قبول نكرديد ، دوّمى را بايد قبول كنيد و اگر آن را نپذيرفتيد ، سوّمى را و در غير اين صورت جواب قاطع ديگرى كه قابل مناقشه نباشد براى شما مطرح خواهيم كرد : جواب اوّل : اين دليل ، يك مسألهء وجدانى است و آن اين است كه اعمالى كه از اعضاء و جوارح انسان صادر مىشود - مثل ديدن و شنيدن و . . . - فعل نفس است . يكى از چيزهايى كه حضرت امام خمينى « دام ظلّه » براى تقريب مسألهء « امر بين الأمرين » ذكر مىكند مسألهء « افعال نفس » است . « ديدن » كه از انسان صادر مىشود ، هم ممكن است به خود انسان نسبت داده شود و هم به چشم او ، ولى آيا اين دو نوع استعمالى كه مطرح است به چه صورت است ؟ آيا يكى به‌صورت حقيقت و ديگرى به‌صورت مجاز است يا هر دو حقيقت است ؟ بدون ترديد نسبت « ديدن » به شخص ، يك اسناد مجازى نيست تا نياز به قرينه داشته باشد ، درعين‌حال نسبت « ديدن » به چشم هم اسناد حقيقى است و نيازى به قرينه ندارد . مسألهء « امر بين الأمرين » هم از اينجا حلّ