تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
مىكند . ولى در زمان واحد بگويد : « من دو علم نسبت به اين قضيّه دارم » اين غير متصوّر است . در ارتباط با لحاظ و حضور عند النفس نيز همين‌طور است . شىء ، يا حاضر عند النفس است يا نيست . ولى اين كه بخواهد دو حضور داشته باشد ، امر غير معقولى است . بنابراين ، علت اين كه ما در جواب به مرحوم آخوند روى منع صغرى تكيه كرديم اين است كه اگر صغرى را بپذيريم ديگر نمىتوانيم در كبرى مناقشه كنيم . تعدّد لحاظ در آن واحد نسبت به يك شىء ، غير معقول است .

نظريهء مرحوم محقّق نائينى

محقّق نائينى رحمه الله ، همانند استاد خود ( مرحوم آخوند ) معتقد است كه استعمال لفظ مشترك در اكثر از معنا استحاله دارد با اين تفاوت كه مرحوم آخوند ، مسئله استحاله را از راه لفظ مطرح كرده است « 1 » ولى مرحوم نائينى استحاله را در ارتباط با معنا دانسته است و كارى به لفظ ندارد . ايشان مىفرمايد : در مسألهء استعمال لفظ مشترك در اكثر از معنا ، بدون ترديد ، معنا متعدّد است و محلّ نزاع در جايى است كه به معناى اوّل آن يك لحاظ استقلالى كامل تعلّق گرفته باشد كه گويا لفظْ فقط در اين معنا استعمال شده است و يك لحاظ استقلالى هم به معناى دوّم تعلّق گرفته باشد به‌گونه‌اى كه گويا لفظْ فقط در آن معنا استعمال شده است . در نتيجه وقتى معنا متعدد شد ، لحاظِ در ارتباط با معنا نيز متعدّد خواهد شد . « عين باكيه » غير از « عين جاريه » است پس لحاظ « عين
هامش
( 1 ) - مطرح كردن مسألهء استحاله از راه لفظ يا از اين باب بود كه ايشان لفظ را فانى در معنا مىدانست و ماهيت استعمال را فناء لفظ در معنا مىدانست - كه در احتمال اوّل مطرح بود - و يا از اين باب كه لفظ بايد لحاظ شود و اين خود نيز به دو صورت بود : الف : مسألهء تبعى بودن لحاظ لفظ و تعدّد آن ، همان گونه كه در احتمال دوّم مطرح شد . ب : مسألهء تعدّد لحاظ - با قطع‌نظر از تبعيت و اصالت آن - كه لازمهء استعمال بود و تعدّد لحاظ هم مستحيل است . همان گونه كه در احتمال سوّم مطرح شد .