آنها را مطرح كرده است . قائلين به اين قول مىگويند : اشتراك لفظى ، داراى امتناع وقوعى است يعنى وقوع آن در خارج ، مستلزم تالى فاسد است . « 1 »
دليل اوّل :
مرحوم آخوند مىفرمايد : قائلين به اين قول ، عقيده دارند كه اشتراك لفظى ، با هدف وضع سازگار نيست و بين اين دو ، تباين وجود دارد ، زيرا هدف وضع ، عبارت از سهولت تفهيم و تفهّم است . وضع براى اين است كه مردم از اشاره و امثال آن نجات پيدا كنند و بتوانند مقاصد خود را با وسيلهاى سهل و آسان بيان كنند . در حالى كه اشتراك لفظى ، ما را از رسيدن به مراد متكلّم دور مىكند ، زيرا اشتراك لفظى ، نياز به قرينهء معيّنه دارد و چون بناى قرائن - نوعاً - بر خفاست و مخاطب - نوعاً - تنبّه به قرائن پيدا نمىكند ، لذا اگر گفت : « رأيت عيناً » و عين خاصى را اراده كرد ، مخاطب ، آن را نمىفهمد . بههمينجهت ، جمع بين هدف وضع و اشتراك لفظى تحقّق ندارد . پاسخ مرحوم آخوند از دليل فوق : اين كه مىگوييد : « قرينه ، توأم با خفاست » به چه معناست ؟ ما در باب مجازات هم قرينه داريم ، مشترك معنوى هم اگر بخواهد بر بعضى از مصاديقش منطبق شود ، به قرينه نياز دارد . آيا قرينهء مشترك لفظى خصوصيتى دارد كه قرينهء مشترك معنوى آن خصوصيت را ندارد ؟ و اگر بگوييد : « هر قرينهاى توأم با خفاست » ما سؤال مىكنيم : اگر متكلّم گفت :
« رأيت أسداً يرمي » ، آيا شما در معناى آن ترديدى داريد ؟ اين جمله ، ظهور در « رجل شجاع » دارد . و لذا در بحث أصالة الظهور ، اين معنا مطرح شده كه أصالة الظهور ، يك
هامش
( 1 ) - در مفاتيح الاصول ( ص 23 ) اين قول را به تغلب و أبهرى و بلخى نسبت داده است . و نيز مرحوم نهاوندى در تشريح الاصول ( ص 47 ) برهانى براى استحاله ذكر كرده است .