تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
وضع ، مقدّمهء استعمال است و استعمال ، متناهى است ، اوضاع غير متناهى نمىتواند تحقّق پيدا كند » . خلاصهء حرف مرحوم آخوند اين است كه اگر الفاظ ، متناهى و معانى غير متناهى باشند ، لازم مىآيد كه اوضاع غير متناهى باشند و اوضاع غير متناهى داراى اشكال است خواه واضع خداوند باشد يا بشر . « 1 » بررسى اشكال اوّل مرحوم آخوند : اگرچه كلام مرحوم آخوند فىنفسه خوب است ولى مىتوان به گوشه‌اى از آن مناقشه كرد . و آن اين است كه در بررسى اقسام وضع ، گفتيم : يكى از اقسام وضع ، عبارت از « وضع عام و موضوع له خاص » است . كه به‌نظر ما اين صورت ، از جهت مقام تصوّر هم داراى اشكال بود ، امّا مرحوم آخوند ترديدى نداشت كه « وضع عام و موضوع له خاص » داراى امكان تصوّر است ولى مىفرمود : مسألهء حروف ، به عنوان مصداق براى « وضع عام و موضوع له خاص » نيست . ما اينجا به مرحوم آخوند مىگوييم : در « وضع عام و موضوع له خاص » ، واضع ، يك معناى كلّى را درنظر مىگيرد ولى لفظ را براى افراد و مصاديق آن وضع مىكند . اگر معناى موضوع له اين لفظ ، عبارت از افراد و مصاديق و جزئيات شد ، بين اين جزئيات و افراد ، تباين وجود دارد ، يعنى درحقيقت ، موضوع له اين لفظ ، عبارت از افراد و معانى متباين و غير قابل اجتماع است . و در اين صورت ، آيا چيزى غير از اشتراك لفظى تصوّر مىشود ؟ آيا در « وضع عام و موضوع له خاص » اشتراك معنوى تحقّق دارد ؟ اشتراك معنوى به اين معناست كه لفظ براى قدر جامع وضع شده باشد ، براى معناى عام وضع شده باشد . در حالى كه شما فرض مىكنيد كه براى معناى عام وضع نشده است بلكه براى افراد و مصاديق و
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 53