توجه به اينكه فساد در مقابل صحت است ، چنانچه صحت را بهمعناى تماميت بگيريم بايد فساد را بهمعناى نقصان بدانيم زيرا گفته مىشود فلان چيز تامّ است يا ناقص ؟ به عبارت ديگر : روى بيان مرحوم آخوند ، صحت و تماميت با يكديگر مترادف و نقصان و فساد هم با يكديگر مترادفند . سپس گويا به ايشان اشكال مىشود كه : ما وقتى به علوم ، مراجعه مىكنيم مىبينيم هركدام از آنها تفسير خاصى براى صحت مطرح كردهاند . فقهاء ، عبادت صحيح را عبادتى مىدانند كه اعاده و قضا لازم ندارد . متكلّمين مىگويند : اگر عملى ، موافق با شريعت باشد آن عمل ، صحيح و اگر موافق با شريعت نباشد ، غير صحيح خواهد بود . اطباء مىگويند : صحت جسم عبارت از آن است كه در جسم ، اعتدال مزاج ، وجود داشته باشد و جريان طبيعى خودش را طى كند و اگر اين اعتدال مزاج از بين رفت و بيمارى بهجاى سلامتى نشست مىگوييم : اين جسم ، صحيح نيست . گويا به مرحوم آخوند گفته مىشود : شما در مقابل اين تفاسير مختلف چه مىفرماييد ؟ مرحوم آخوند ، در جواب مىفرمايد : صحت ، نزد همهء ارباب علوم به معناى تماميت است و همه ، اين معنا را قبول دارند ولى اين تعابير مختلف ، به لحاظ اغراض مختلفى است كه در اين علوم وجود دارد . بحث فقيه ، در ارتباط با عمل مكلّف است ، فقيه بحث مىكند كه آيا اين نماز - كه مكلّف بهجا آورده - كافى است يا بايد اعاده يا قضا شود ؟ لذا عنوان تماميت را كنار گذاشته و اثرى را كه از تماميت عبادت انتظار مىرود ، در تفسير صحّت مطرح مىكند . در علم كلام نيز چون از مبدأ و معاد و استحقاق عقوبت و عدم آن بحث مىشود ، وقتى از متكلّم ، نسبت به صحّت عملى سؤال مىكنيم ، او هم صحت را بهمعناى تماميت مىبيند ولى از تماميت ، يك اثر خاص متناسب با علم كلام درنظر دارد ، آن اثر اين است كه تماميت عمل را در ارتباط با موافقت شريعت و استحقاق ثواب يا عدم استحقاق عقوبت مىبيند .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 26
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٢٦