و اگر بگوييد : « بعد از وجوبِ نماز شب به سبب نذر ، حكم استحبابى آن كنار مىرود و وجوب ، جاى استحباب را مىگيرد » ، مىگوييم : « اين غير معقول است ، زيرا آن چيزى كه مصحّح نذر بود و دخالت در انعقاد نذر داشت عبارت از رجحان نماز شب و استحباب آن بود . و استحبابى كه دخالت در وجوب وفاى به نذر دارد - بهطورى كه اگر اين استحباب نباشد وجوب تحقّق پيدا نمىكند - چگونه بساطش بهوسيله وجوب برچيده مىشود ؟ اين استحباب ، در قوام وجوب و اصل وجوب دخالت دارد چگونه ممكن است وجوب بيايد و آن را از بين ببرد ؟ اگر استحباب از بين برود خود وجوب هم از بين مىرود ، زيرا اين استحباب بهوجود آورندهء وجوب بود » . لذا برهان عقلى بر اين مسئله قائم است كه دليل وجوب وفاء به نذر نمىتواند وجوب نماز شب را اقتضاء كند ، همينطور نمىتواند وجوب تصدّق به فقير و وجوب ترك تحيّت صلات در حمام را اقتضا كند . اينها به عنوان مصاديق « وفاء به نذر » مطرحند و حكم ، روى همان عنوان كلّى « وفاء به نذر » رفته است و معقول نيست كه روى مصاديق هم حكم وجوبى داشته باشيم . بنابراين اگر كسى نذر كرد در حمام نماز نخواند ولى بعد از نذر ، نماز خود را در حمام خواند ، نمازش باطل نيست . اينجا اصلًا حرمتى وجود ندارد . آنچه تحقّق دارد ، يك مخالفت با « دليل وجوب وفاى به نذر » است و اين مخالفت ، متصف به حرمت نمىشود ، فقط يك تكليف بعثى در ارتباط با « وجوب وفاى به نذر » است به گونهاى كه وقتى مىخواهند او را عقاب كنند نمىگويند : چرا نمازت را در حمام خواندى ؟ بلكه به او مىگويند : چرا با نذر مخالفت كردى ؟ چرا يك تكليف وجوبى را مخالفت كردى و امتثال نكردى ؟ اصلًا كارى به اين ندارند كه مخالفت با نذرش در ضمن ايقاع صلاة در حمام بوده است . پس ما روى چه حسابى حكم كنيم كه صلاة در حمام باطل است ؟ هرچند نهى متعلّق به عبادت را موجب فساد بدانيم و اينجا با آن بحث ، خيلى فاصله دارد . در اينجا ، عبادت ، متعلّق كراهت واقع نشده است . آنچه متعلّق كراهت است تحيّث و تأيّن است . كراهت ، اقتضاى بطلان ندارد . اگر با قطعنظر از نذر مىرفت و در حمام نماز
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 212
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٢١٢