تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
دليل ، همان نفس صلاة است و اقامهء صلاة هم به‌معناى نماز خواندن و « أقم » به‌معناى « صلّ » است . اين كه بعضى اقامهء نماز را غير از خود نماز مىدانند ، معنايش اين است كه بگوييم : در هيچ جاى قرآن ، نسبت به اصل نماز تكليفى وجود ندارد زيرا آنچه در قرآن ملاحظه مىكنيم ، با ( أقيموا ) و ( أقم ) تعبير شده است . بنابراين اقامهء صلاة همان اتيان نماز است و امّا ترويج نماز و اشاعهء آن ، مطلب ديگرى است كه به ( أقيموا الصلاة ) ربطى ندارد . ( أقيموا ) در مورد نماز مثل ( آتوا ) در مورد زكات است . آيا ( آتوا الزكاة ) غير از مسئله پرداختن زكات ، معناى ديگرى دارد ؟ بالاخره اين ( أقيموا الصلاة ) - كه اولين تكليفى است كه متوجه به مكلّف است - متعلّق آن ، همان ماهيت صلاة است و به‌هيچ‌وجه از حقيقت و ماهيت صلاة تجاوز به عناوين ديگر نمىكند ، اگرچه آن عناوين در خارج با نماز اتحاد پيدا كنند . ولى ما گفتيم كه مرحلهء تعلّق احكام ، قبل از مرحلهء خارج است . و زمان ، مكان و خصوصيات ديگر در ماهيت صلات دخالتى ندارند . دليل دوّم : يك تكليف كراهتى است كه متعلّق آن ، عبادت نيست بلكه متعلّقش يك حيثيت مكانى خاصى است كه ما وقتى اين حيثيت را ملاحظه مىكنيم ، مقابل آن ، ترك صلاة نيست بلكه وقوع صلاة در مكان ديگر - غير از حمام - در مقابل اين حيثيت قرار دارد . و به تعبير اصطلاحى كه محقّق عراقى رحمه الله فرمود : تحيّث به حيثيت وقوع صلاة در حمام ، متعلّق كراهت واقع شده است . اين تكليف كراهتى ، اگرچه به نماز اضافه پيدا مىكند ولى اين اضافه به اين معنا نيست كه نماز هم در دايرهء كراهت بيايد . نماز ، اگر بخواهد در دايرهء كراهت قرار گيرد معنايش اين است كه عدم الصلاة رجحان دارد و ما در هيچ جا نمىتوانيم بگوييم : عدم الصلاة - در مقابل فعل صلاة - رجحان دارد . و به عبارت ديگر : دليل كراهت ، حتى ذرّه‌اى از متعلّق خودش تجاوز نمىكند ، لذا خود صلاة از دايرهء كراهت خارج است . دليل سوّم : « دليل وجوب وفاى به نذر » است ، چون اين شخص نذر كرده و نذر او به اين برمىگردد كه اين عمل مكروه را انجام ندهد و الّا نذرش باطل است . اين