تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
است . زيد ، عبارت از انسان با خصوصيات زيديت است و اين خصوصيات زيديت ، هيچ‌گونه نقشى در تكليف مولا ندارد . در اينجا هم مولا گفته : « يجب الوفاء بالنذر » ، حال با توجه به اين كه نذرها مختلف است و مصاديق مختلفى دارد ، مانند نذر صدقه ، نذر نماز شب و نذر ترك صلاة در حمام و . . . . نمىتوانيم بگوييم : « مولا اين مصاديق را واجب كرده است » . هركدام از اين موارد به عنوان يك مصداق وفاى به نذر و يك خصوصيت از خصوصيات وفاى به نذر است و مولا ، كارى به خصوصيات ندارد . مولا ، حكم را روى عنوان و مفهوم « الوفاء بالنذر » برده است ، حال اگر اين مفهوم گاهى در خارج با نماز شب اتحاد پيدا مىكند ، معنايش اين نيست كه حكم روى نماز شب رفته است تا نماز شب ، واجب شود . بلكه نماز شب بر استحباب خود باقى است حتى اگر صد بار هم آن را نذر كنيم . و اين كه در كلمات فقهاء گاهى ملاحظه مىكنيد كه « قد يجب الحجّ بالنذر » ، داراى مسامحه است . هيچ‌وقت حجّ به سبب نذر ، واجب نمىشود بلكه آنچه با نذر ، واجب مىشود عبارت از وفاى به نذر است و وفاى به نذر ، يك عنوان كلّى است كه اگر انسان نذر كند حج بجا آورد ، حج ، يكى از مصاديق وفاى به نذر مىشود . معنا ندارد حكم ، از عناوين خودش ، به خصوصيات فرديّه و مصاديق سرايت كند . لذا به واسطهء نذر ، هيچ عملى - هرچند راجح و محبوب باشد - واجب نمىشود . آنچه واجب مىشود ، نفس عنوان وفاى به نذر است . علاوه بر اين ، يك برهانى در اينجا وجود دارد كه مسئله را تأييد مىكند و آن اين است كه اگر شما نذر كرديد نماز شب را بخوانيد ، اگر نماز شب ، واجب شود آيا استحباب قبلى آن باقى است يا زايل شده است ؟ اگر بگوييد : « استحباب قبلى به قوّت خود باقى است » ، نتيجه‌اش اين است كه نماز شب در آنِ واحد ، هم معروض حكم وجوبى و هم معروض حكم استحبابى قرار گرفته باشد . آيا مىشود يك عمل در آنِ واحد داراى دو حكم متضادّ گردد ؟ با توجّه به اين كه تضادّ بين احكام تقريباً بين فقهاء روشن است .