ادلّهء قائلين به وضع الفاظ عبادات براى اعمّ
در ارتباط با قول اعمّى نيز ادلّهاى ذكر شده است كه در ذيل به بحث و بررسى پيرامون آنها مىپردازيم :
دليل اوّل
در بحث قبل ، به مطلبى اشاره كرديم كه مىتواند به عنوان دليل براى اعمّىها قرار گيرد ، اگرچه آنان در كلمات خود به اين مطلب ، اشارهاى نكردهاند . اعمّىها ممكن است بگويند : شما قائلين به صحيح ، اگر در موضوع له و مسمّا ، براى تمامى اجزاء و شرايط ، حساب باز مىكرديد ، ممكن بود براى اثبات مدّعاى خود حرفى داشته باشيد ، امّا شما مىگوييد : همهء اجزاء - اركان و غير اركان - در مسمّا دخالت دارد ولى از شرايط ، فقط شرايط قسم اوّل « 1 » در مسمّا دخالت دارد . ما از شما سؤال
هامش
( 1 ) - شرايطى كه امكان اخذ در مسمّا را داشته باشند و شارع نيز آنها را در مسمّا اخذ كرده است ، مثل طهارت .