تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
مىباشد كه از آن قدر جامع به « موضوع علم » تعبير مىكنند . مرحوم آخوند نيز به پيروى از مشهور فرموده است : نسبت بين موضوع علم و موضوعات مسائل ، نسبت بين كلّى و مصاديق و طبيعى و افراد است . البته بايد توجّه داشت كه مشهور ، چون از راه قدر جامع بين موضوعات مسائل به موضوع علم رسيده‌اند ، چاره‌اى جز اين ندارند كه بگويند : نسبت بين موضوع علم و موضوعات مسائل ، نسبت بين كلّى و مصاديق و طبيعى و افراد است . اشكال بر مشهور : نسبت بين موضوع علم و موضوعات مسائل ، در همهء علوم نسبت كلّى و مصاديق و طبيعى و افراد نيست ، بلكه در بعضى از علوم - مثل علم جغرافيا ، بر اساس نظر امام خمينى « دام ظلّه » - نسبت كلّ و جزء مىباشد . و در بعضى از علوم - چون علم عرفان - موضوع علم با موضوع مسائل يك چيز است . موضوع علم عبارت از « اللَّه » و موضوع مسائل آن نيز عبارت از « اللَّه » است ، و نمىتوان عنوان كلّى و فرد را در مورد آن تصوّر كرد . در بعضى از علوم نيز نسبت بين موضوع علم و موضوعات مسائل ، عموم و خصوص من وجه است ، مثلًا موضوع علم اصول « ادلّهء أربعه » است ، در حالى كه موضوع در مسئله « الأمر يدلّ على الوجوب » ، مطلق امر است خواه در كتاب باشد يا در سنت يا در اوامر موالى عرفيه . بنابراين ، اشكال به كلام مرحوم آخوند و مشهور وارد است . ولى ما از راه ديگرى وارد شديم . ما گفتيم : بين مسائل ، سنخيت ذاتى وجود دارد و اين سنخيت ، اقتضا مىكند كه بين مسائل ، جهت اشتراكى وجود داشته باشد ، ولى لازم نيست اين جهت اشتراك به صورت قدر جامع و افراد باشد . و حتى اگر ما كلام امام خمينى « دام ظلّه » را در مورد جغرافيا بپذيريم ، در عين حال كلام ما تمام است ، چون ما معتقديم بين مسائل جغرافيا سنخيت وجود دارد ، مثلًا بحث در مورد خصوصيات زمين ايران و زمين اروپا و . . . با يكديگر سنخيت دارند و لازمهء اين سنخيت ، كلّيت نيست بلكه لازمهء سنخيت ، وجود جهت اشتراك بين آنهاست ، اگرچه اشتراك به اين
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 89 | الشيخ فاضل اللنكراني