3 - نظريهء علامهء طباطبايى رحمه الله
ظاهر كلام مرحوم علّامهء طباطبائى در حاشيهء اسفار اين است كه عرض ذاتى ،
عرضى است كه بدون واسطه ، بر معروض حمل شود . به عبارت ديگر : عرض ذاتى عرضى است كه معروضْ ذاتاً اقتضاى آن را داشته باشد و بين عرض و معروض هيچ واسطهاى در كار نباشد . ايشان در آخر كلام خود مىفرمايد : اين مطلب مربوط به علوم برهانى است ، ولى در علوم اعتبارى - مثل فقه و اصول و . . . - اين معنا محقق نيست ، چون برهان ، قياسى است كه منتج يقين است و عنوان برهان ، در صورتى تحقّق دارد و نتيجه مىدهد كه شرايط زير را دارا باشد : 1 - ضرورى در صدق باشد ، هرچند جهت آن از نظر منطقى ، امكان باشد ، مثلًا وقتى گفته مىشود : « الإنسان بالفعل موجود » در اين قضيّه « موجود » براى « انسان » ضرورت ندارد و انسان در رابطه با وجود ، « ممكن » است ، يعنى نسبت او به وجود و عدم مساوى است ولى در عين حال ، قضيّهء فوق « ضرورى الصدق » است ، يعنى الآن در خارج ، لباس وجود پوشيده و افراد زيادى از انسان به وجود اتصاف دارند . 2 - از نظر زمان ، دائمه در صدق باشد ، يعنى اينطور نباشد كه زمان در آن تغيير ايجاد كند و گاهى باشد و گاهى نباشد . 3 - از نظر حالات هم بايد كلّيت داشته باشد و اينگونه نباشد كه در حالى به اين محمول اتصاف داشته و در حالى اتصاف نداشته باشد . 4 - مقدمات برهان بايد بهگونهاى باشند كه محمول براى موضوع ، عرض ذاتى باشد . يعنى با وضع موضوع ، محمول نيز وضع شده و با رفع آن ، محمول نيز رفع شود .
و اگر با رفع يكى ، ديگرى وجود داشته باشد منتج يقين نخواهد بود . « 1 »
هامش
( 1 ) - الحكمة المتعالية ، ج 1 ، ص 30 - 33 ، حاشيهء علّامهء طباطبائى رحمه الله همراه با « الحكمة المتعالية » به طبع رسيده است .