مطرح شده است . در نتيجه بايد گفت : اين الفاظ ، داراى يك معناى عبادى روشن بوده كه بدون مطرح شدن مسألهء وضع ، معناى آنها براى مردم روشن بوده است . سؤال : آيا معناى جملهء معروف « صلّوا كما رأيتموني اصلّي » « 1 » - كه حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله در مدينه فرموده - اين است كه صلاة - بما هي عبادة مخصوصة - براى مردم ناشناخته بوده است ؟ و آنان از « صلّوا » ، عبادت مخصوص را استفاده نمىكردند ؟ جواب : اين عبارت ، مؤيّد حرف ماست كه گفتيم : مردم ، صلاة را بهعنوان عبادت مخصوص مىشناختند ولى كيفيت آن و اجزاء و شرايطش را در اسلام نمىدانستند . و ما گفتيم : اين تغاير كيفيت ، لطمهاى به ماهيت صلاة نمىزند . جملهء « صلّوا كما رأيتموني اصلّى » مىخواهد عملًا آنان را بهسوى كيفيت صلاة ارشاد نمايد ، و نمىخواسته بگويد : « صلاة ، در شريعت اسلام بهعنوان يك عبادت است » . اين معنا از قبل براى مردم روشن بوده است . مثل اينكه شما به يك انسان عامى كه كلمهء نماز به گوشش خورده و مىداند كه نماز يك عبادت است ولى كيفيت آن را نمىداند بگوييد : « اينگونه كه من نماز مىخوانم ، نماز بخوان » . يا كسى نماز مىخواند ولى جاى ركوع و سجود را نمىداند به او مىگويد : « اينگونه كه من نماز مىخوانم ، نماز بخوان » . در اين موارد ، هدف ، بيان كيفيت نماز است و اين كه « نماز به چه معناست ؟ » مطرح نيست . از آنچه در نكتههاى سهگانه گفتيم ، براى ما اطمينان حاصل مىشود كه در اسلام مسألهاى به نام وضع اين الفاظ براى اين معانى وجود نداشته است و آنچه بهعنوان حقيقت شرعيه مطرح است نمىتواند مورد تأييد ما قرار گيرد . خواه وضع را به اين كيفيت فرض كنيم كه حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده باشد : « وضعتُ هذا اللفظ لهذا المعنى » و يا به آن كيفيتى كه مرحوم آخوند مطرح كرد ، درهرصورت وضع اين الفاظ براى اين معانى نمىتواند مورد قبول باشد .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 544
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٥٤٤
هامش
( 1 ) - بحارالأنوار ، ج 85 ، ص 279