واژهء عربىِ آن لغت ، عبارت از صلاة و زكات است . بنابراين ، صلاة و زكات داراى سابقهاند ولى نمىخواهيم بگوييم : « كيفيت صلاة و زكات امّتهاى قبلى ، مانند كيفيت صلاة و زكات در شريعت اسلام است » . اصولًا زكات - در لغت - به معناى پاكى و طهارت است و در پاكى و طهارت مسألهء عباديت مطرح نيست . ولى در آيهء شريفه ، زكات - بما أنّها عبادة مخصوصة - مطرح است . در مورد حضرت ابراهيم عليه السلام مشاهده مىكنيم كه پس از فراغت از ساختن كعبه ، خداوند مىفرمايد : ( و أذِّنْ في النّاسِ بالحجّ يأتوك رجالًا و على كلِّ ضامرٍ . . . ) « 1 » يعنى اعلام كن در مردم به حجّ - بما أنّه عبادة مخصوصة - . . . با وجود اين ، آيا مىتوان گفت : حجّ ، داراى معناى جديدى است كه در شرع ما بهوجود آمده است . حتّى در بعضى از روايات است كه كسانى كه در اسلام موفّق به حج مىشوند همان كسانى هستند كه دعوت حضرت ابراهيم عليه السلام را پذيرفتهاند . از اين بالاتر ، در بعضى از آيات وارد شده است كه حتّى مشركين در صدر اسلام و قبل از آن ، عبادتى داشتهاند كه آن را صلاة مىناميدهاند ( و ما كان صلاتهم عند البيت إلّا مكاءً و تصديةً ) « 2 » ، مُكاء بهمعناى كف زدن و تصديه بهمعناى سوت زدن است . مشركين ، اين عمل خود را صلاة - بما أنّها عبادة مخصوصة - مىناميدند ، با اينكه اكثر مشركين تابع انبياى گذشته نبودند زيرا بتپرستى نمىتواند در رابطه با مكتب و دينى الهى مطرح باشد . در نتيجه ، اگر ما بخواهيم مسألهء حقيقت شرعيه را مطرح كنيم بايد اين آيات را توجيه كرده و بگوييم : قبل از اسلام ، صلاة بهعنوان دعا مطرح بوده - نه بهعنوان عبادت مخصوص - ولى در اسلام چون معناى جديدى داشته ، مسألهء نقل تحقّق پيدا كرده است . درحالىكه اگر ما بخواهيم واقعيات را ملاحظه كنيم ، مىبينيم همهء الفاظ عبادات - با همين عنوان عباديشان - داراى سابقه و ريشهاى در شرايع گذشته مىباشند .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 541
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٥٤١
هامش
( 1 ) - الحج : 27
( 2 ) - الأنفال : 35