غير عاجز ، با صلاة غريق قابل مقايسه نيست ، با اينكه هر دوى اينها واقعاً صلاة مىباشند و اينگونه نيست كه اطلاق لفظ صلاة بر عملى كه غريق انجام مىدهد ، مجاز باشد . بنابراين ، ما مىگوييم : صلاة ، بهعنوان عبادت مخصوص در شرايع قبلى نيز وجود داشته ولى اختلاف در شرايط و اجزاء و كيفيت ، موجب اختلاف در ماهيت نمىشود . مثلًا در آيهء صوم خداوند متعال فرموده است : ( كُتِبَ عليكم الصّيامُ كما كُتب على الّذين من قبلكم ) « 1 » يعنى روزه بر شما واجب شد همان گونه كه بر امّتهاى قبل از شما واجب شده است . اين آيه مىگويد : « روزه چيز تازهاى نيست بلكه امر سابقهدارى است كه در تمام امّتهاى قبلى هم وجود داشته است » ، چون معناى ( الّذين من قبلكم ) عام است . سؤال : ممكن است كسى بگويد : چگونه در امّتهاى قبلى « صيام » وجود داشته در حالى كه بعضى از امّتهاى قبلى داراى زبان سريانى يا عِبرى بودهاند و زبان آنان ، عربى نبوده است ؟ جواب : ظاهر آيه اين است كه هر لغتى در امّتهاى گذشته بهعنوان روزه مطرح مىشد اگر آن لغت را به عربى برمىگرداندند ، كلمهء صيام بهجاى آن قرار داده مىشد . اگر امّتهاى قبلى عرب بودند ، همين صيام بر معناى روزه دلالت مىكند و اگر غير عرب بودند هر لغتى كه آنان بهجاى روزه به كار مىبردند در كلام عرب به آن صيام اطلاق مىشود . و نيز در مقام حكايت از عيسى عليه السلام - وقتى در گهواره بود - مىفرمايد : ( و أوصاني بالصلاة و الزكاة ما دمتُ حيّاً ) ، « 2 » يعنى : خداوند ، مرا به صلاة و زكات وصيّت و سفارش كرد . اگر عيسى عليه السلام زبانش عربى بوده ، مسئله روشن است و اگر غير عربى بوده ، خداوند متعال آن لغتى را كه عيسى به كار برده ، به زبان عربى نقل مىكند يعنى
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 540
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٥٤٠
هامش
( 1 ) - البقرة : 183
( 2 ) - مريم : 31