لغت براى معناى دعا وضع شده ، در اسلام از آن معنا بازداشته شده و در معناى جديد استعمال شده است .
آيا دو ركن ثبوت حقيقت شرعيّه ، تحقّق دارند ؟
براى پى بردن به اينكه آيا اين دو ركن تحقّق دارند يا نه ؟ بايد نكاتى را مورد بررسى قرار دهيم : نكتهء اوّل : ما وقتى تاريخ زندگى حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله را بررسى مىكنيم مىبينيم همهء خصوصيات مربوط به آن حضرت ، در تاريخ ثبت و ضبط شده است حتّى به جهت اهميت پيامبر صلى الله عليه و آله گاهى بعضى از خصوصيات زندگى آن حضرت كه هيچ ارتباطى به تشريع احكام نداشته و به عنوان فضيلت هم مطرح نيست ، در تاريخ ذكر شده است چه رسد به حوادث و وقايعى كه در رابطه با تشريع احكام بوده است . اينگونه حوادث ، بهطور كلّى در تاريخ ثبت و ضبط شده است ولى در تمام اينها حتّى به يك مورد برخورد نمىكنيم كه روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله مردم را جمع كرده باشد و مثلًا لفظ صلاة يا صوم و . . . را از معناى لغوى آن به معناى جديد نقل داده باشد . درحالىكه اگر چنين مسألهاى وجود داشت ، بهطور قطع بايد در تاريخ ثبت مىشد . زيرا اوّلًا : اين نقل ، بهعنوان تصرّفى در لغت عرب بود و ثانياً : اين نقل ، ارتباط مستقيمى با تعيين وظايف مسلمانان داشت ، چيزى كه تا روز قيامت ، مورد ابتلاى آنان است . آيا امكان دارد چنين مسألهء مهمّى در زمان حضرت پيامبر صلى الله عليه و آله اتّفاق افتاده ولى تاريخ آن را ثبت نكرده باشد ؟ از اين گذشته ، در رواياتى كه از ائمّهء معصومين عليهم السلام وارد شده است ، روايات متعدّدى را ملاحظه مىكنيم كه ائمّه عليهم السلام در آن روايات ، مسائلى را از پيامبر صلى الله عليه و آله - با واسطه يا بدون واسطه - نقل كردهاند ولى در هيچيك از اين روايات سخنى در رابطه با وضع الفاظ براى معانى جديد - توسط پيامبر صلى الله عليه و آله - مطرح نشده است . آيا اين مسئله ، آنقدر اهمّيت نداشت كه لااقل يكى از ائمّه عليهم السلام به آن اشارهاى داشته باشند ؟
ممكن است كسى بگويد : در روايات ائمّه عليهم السلام تحريف صورت گرفته است ، و شايد