انسان داراى يك معناى بسيط است كه اگر ما آن معناى بسيط را تجزيه و تحليل عقلى بنماييم و جنس و فصل آن را مشخّص كنيم ، جنس آن عبارت از حيوان و فصل آن عبارت از ناطق خواهد بود . قضيّه حمليّه به ما نشان مىدهد كه حيوان ناطق ، تجزيه
شدهء معناى بسيط انسان است . و با همين مسئله ، معناى حقيقى براى ما روشن مىشود معناى حقيقى آن معنايى است كه هنگام تجزيه و تحليل عقلى ، جنس آن به حيوان و فصل آن به ناطق رجوع مىكند . بنابراين ، عدم وجود اتّحاد بين معناى بسيط و معناى مركّب ، مانع از صحّت حمل نيست . يعنى درحقيقت ، وقتى ما « الحيوان الناطق » را موضوع قرار مىدهيم ، وصف تركّب را از آن جدا مىكنيم و اگر چنين كارى را انجام ندهيم ، نمىتوانيم قضيّه حمليّه تشكيل دهيم زيرا در چنين صورتى ، حمل ، صحيح نخواهد بود . و ما بايد صحّت حمل را درست كنيم تا بتوانم از آن به عنوان يك علامت ، استفاده كنيم . بنابراين ، كلام محقّق عراقى رحمه الله قابل قبول نيست و ما اگر از اشكال قبلى صرفنظر كنيم مىتوانيم صحّت حمل را به عنوان علامتى براى حقيقت بپذيريم .
راه سوّم براى شناخت معناى حقيقى اطّراد
آخرين علامتى كه در رابطه با حقيقت و مجاز ذكر شده ، اطّراد است . اطّراد ، علامت حقيقت و عدم اطّراد ، علامت مجاز است . تعريف اطّراد : مرحوم آخوند - با اينكه مسألهء تبادر و عدم صحّت سلب را تعريف كرد - تعريفى براى اطّراد ذكر نكرده است بلكه فقط فرموده است : اطّراد ، علامت حقيقت و عدم اطّراد علامت مجاز است . « 1 »
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 28