تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥

بنابراين ، چاره‌اى نيست جز اينكه گفته شود : علم اجمالى و ارتكازى به معناى « صعيد » داريم . در اين صورت مىگوييم : « 1 » آيا هنگام حمل « صعيد » بر « مطلق وجه الأرض » ، معناى « صعيد » براى شما مغفول عنه است يا به آن توجّه داريد ؟ اگر مغفول عنه باشد ، همانند معناى مجهول خواهد بود و همان‌طور كه معناى مجهول ، قابليت حمل ندارد - نه در ناحيهء موضوع و نه در ناحيهء محمول - معناى مغفول عنه را نيز نمىتوان بر موضوع حمل كرد . قضيّه حمليه ، متقوّم به اتّحاد بين موضوع و محمول است ، و اين متوقّف بر توجّه به موضوع و محمول است . در نتيجه ، بايد معناى « صعيد » مورد توجّه ما باشد تا بتوانيم قضيّه حمليّه تشكيل دهيم . و اگر مورد توجّه شد ، از اجمالى بودن خارج مىشود ، زيرا - همان گونه كه گفتيم - فرق بين علم اجمالى و علم تفصيلى - در اينجا - اين است كه علم تفصيلى ، علمى است كه مورد توجّه و التفات انسان قرار گرفته و علم اجمالى علمى است كه در ارتكاز انسان وجود دارد ولى مورد توجّه و التفات او قرار نگرفته است . آيا مىتوان معناى معلوم بالاجمال - يعنى معنايى كه مورد توجّه و التفات نيست - را محمول در قضيّه حمليّه قرار داد ؟ چاره‌اى نيست جز اينكه معناى « صعيد » مورد توجّه و التفات قرار گيرد تا بتواند بر « مطلق وجه الأرض » حمل شود و زمانى كه مورد التفات واقع شد از اجمالى بودن خارج شده و به علم تفصيلى تبديل مىشود ، در اين صورت چه نيازى به تشكيل قضيّه حمليّه وجود دارد ؟ اين اشكال ، در باب تبادر مطرح نيست زيرا در آنجا مسئله لفظ و معنا مطرح است و مسألهء تشكيل قضيّه حمليّه مطرح نيست . ممكن است انسان ، ابتداءً نداند معناى « صعيد » چيست . يعنى علم تفصيلى به آن ندارد . پس نزد خود مىگويد : آيا وقتى لفظ « صعيد » گفته شود چه چيزى به ذهن مىآيد ؟ ملاحظه مىكند وقتى لفظ صعيد گفته مىشود ، ذهن خود او يا ذهن شخص ديگر مثلًا منتقل به « مطلق وجه الأرض »

هامش
( 1 ) - فرق عمده بين « تبادر » و « عدم صحّت سلب » در اين مرحله است .