تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢

تبادر مطرح شد در مورد صحّت حمل نيز مطرح است زيرا اگر كسى معناى « صعيد » را نداند چگونه مىتواند قضيّه حمليّه تشكيل داده و بگويد : « التراب الخالص صعيد ؟ » پس تشكيل قضيّه حمليّه ، فرع اين است كه آشنايى قبلى با معناى « صعيد » داشته باشد و فرض اين است كه اين علم را مىخواهد از راه قضيّه حمليّه به دست آورد . بنابراين ، علم به معناى حقيقى صعيد ، متوقّف بر قضيّه حمليّه و قضيّه حمليّه هم متوقّف بر علم به معناى صعيد است و اين دور است . جواب اشكال : مرحوم آخوند مىفرمايد : همان دو جوابى كه در مورد اشكال دور در مسألهء تبادر مطرح كرديم در اينجا نيز مطرح مىكنيم : يكى اينكه مسئله را در رابطه با علم تفصيلى و علم اجمالى مطرح مىكنيم و ديگر اينكه اين علامت را در مورد دو شخص مطرح كنيم . يكى قضيّه حمليّه را تشكيل دهد و ديگرى تأييد كند . مثلًا از عربى بپرسد « هل التراب الخالص صعيدٌ ؟ » او هم بگويد : نعم . در اينجا علم آن شخص عرب ، سبب مىشود كه سؤال‌كننده - از راه قضيّه حمليّه - به معناى حقيقى صعيد علم پيدا كند . اين دو جواب را ما در بحث تبادر قبول كرديم ولى در اينجا يك اشكال قوى وجود دارد كه در مسألهء تبادر مطرح نبود . و ظاهراً مرحوم آخوند به اين اشكال توجّه داشته است به‌همين‌جهت در تقرير « عدم صحّت سلب » تعبيرى آورده است تا از اين اشكال فرار كنند ولى تعبير ايشان نمىتواند اشكال را بر طرف كند . اينك به بحث و بررسى اشكال مزبور مىپردازيم : اشكال : مسألهء اجمال و تفصيل ، در تبادر مىتواند اشكال دور را بر طرف كند ولى در « عدم صحّت سلب » « 1 » نمىتواند به عنوان جوابى از مسئله دور باشد ، زيرا شما كه مىگوييد : « صحّت حمل در حمل اوّلى ذاتى علامت اين است كه آن معناى مشكوك ، عين معناى حقيقى است » . از شما سؤال مىكنيم : موضوع و محمول شما در اين قضيّه

هامش
( 1 ) - « عدم صحّت سلب » تعبير ديگرى از « صحّت حمل » است .