تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١

حمل اوّلى ذاتى و حمل شايع صناعى » . سپس ملاحظه كرده‌اند هر دو قضيّه « زيدٌ إنسان » و « زيدٌ ليس بإنسان » صادقند و تناقضى در آن‌ها مطرح نيست لذا گفته‌اند : علّت اين است كه در اين دو قضيّه ، وحدت حمل وجود ندارد ، قضيّه اوّل ، حملش شايع صناعى و قضيّه دوّم ، حمل اوّلى ذاتى است . « 1 » ولى امام خمينى « دام‌ظلّه » فرموده است : قضيّه « زيدٌ ليس بإنسان » كاذب است ، زيرا « زيد ليس بإنسان » نفى اتّحاد مىكند و نفى اتّحاد ، معنايش اين است كه بين موضوع و محمول ، هيچ نوع اتّحادى وجود ندارد ، نه اتّحاد ماهوى و نه اتّحاد وجودى و اين ، با وجود نوعى از اتّحاد سازگار نيست . درحالىكه ما مىبينيم در قضيهء « زيدٌ ليس بإنسان » به حسب واقعيت - يعنى به لحاظ « زيدٌ إنسانٌ » - اتّحاد وجودى مطرح است . « 2 » ممكن است به ذهن كسى بيايد كه شايد كسى قرينه بياورد بر اينكه قضيّه « زيدٌ ليس بإنسان » كه او تشكيل مىدهد ، ناظر به نفى هوهويت در رابطه با حمل اوّلى ذاتى است . مىگوييم : اقامه كردن قرينه ، با آنچه مورد بحث ماست فرق دارد . ما نفس قضيّه سالبه را از نظر ظهور و دلالت ، مورد بحث قرار داده‌ايم نه قضيّه سالبه‌اى كه قرينه به همراه دارد . قضيّه سالبه ، نفى اتّحاد مىكند ، مثل اينكه بگوييد : « الإنسان ليس في هذه الدار » ، كه در اينجا طبيعت و ماهيت انسان را نفى كرده‌ايد . در قضاياى سالبه هم ، وقتى ماهيت اتّحاد را نفى كرديد ، ديگر جاى اين حرفها نيست كه آيا اين اتّحادِ نفى شده ، در رابطه با حمل اوّلى ذاتى است يا در رابطه با حمل شايع صناعى . البته بعيد نيست كه از كلام مرحوم آخوند استفاده شود كه ايشان در سالبه بخواهد دو نوع را تصوّر كند ، ولى واقع مطلب همان چيزى است كه ما بيان كرديم . اشكال بر مسألهء صحّت حمل : مرحوم آخوند مىفرمايد : اشكال دور كه در مسألهء

هامش
( 1 ) - نهاية الاصول ، ج 1 ، ص 41
( 2 ) - مناهج الوصول إلى علم الاصول ، ج 1 ، ص 89 و 90 و تهذيب الاصول ، ج 1 ، ص 35 و 36