خود نداشت ، خيال مىكرد جاهل است . « 1 » فرق اين جواب با جواب قبل در اين است كه در جواب قبل دو فرد مطرح بودند ولى در اينجا يك فرد مطرح است . جواب سوّم : بعضى درصدد برآمدهاند اشكال را به طريق ديگرى جواب بدهند لذا گفتهاند : در اينجا دو فرد از علم تفصيلى مطرح است : يك فرد قبلًا تحقّق داشته كه زمينهء تبادر است و فرد ديگر ، با تبادر تحقّق پيدا مىكند . پس يك فرد از علم تفصيلى ، متوقّف بر تبادر است و تبادر ، توقّف بر فرد ديگرى از علم تفصيلى دارد . همانطور كه انسان داراى ماهيت واحدى است ولى افراد متعدّدى دارد ، علم تفصيلى نيز در اينجا دو فرد دارد و چه مانعى دارد كه يكى از اين دو فرد ، متوقّف بر فرد ديگر باشد ؟ مگر مانعى دارد كه يكى از افراد ماهيت ، متوقّف بر فرد ديگر باشد ؟ مناقشه در جواب سوّم : در بعضى از بحثهاى گذشته گفتيم : علم از امور ذات الإضافة است . يك اضافهاى به معلوم دارد و يك اضافه به عالم . امور ذات الاضافه اگر بخواهند تعدّد پيدا كنند بايد يكى از دو طرف يا هر دو طرف ، تعدّد پيدا كنند ، جملهء « زيدٌ في الدار » با جملهء « عمروٌ في الدار » متعدد است زيرا ظرفيتى كه مظروفش زيد است با ظرفيتى كه مظروفش عَمرو است ، دو ظرفيت مىباشند . همانطور كه اگر گفتيد : « زيد في الدار » و « زيد في المدرسة » ، باز دو ظرفيت است : ظرفيت دار و ظرفيت مدرسه . و اگر گفتيد : « زيد في الدار » و « عمروٌ في المدرسة » كه تعدّد آن جاى بحث نيست . ولى در « زيد في الدار » نمىتوان بيش از يك ظرفيت تصوّر كرد ، مگر اينكه « زيد » يا « دار » يا هر دو طرف آن عوض شود . علم نيز اگر بخواهد متعدّد شود بايد يا عالم يا معلوم يا هر دو طرف آن ، متعدّد شوند و نمىتوان جايى پيدا كرد كه عالم يكى و معلوم هم يكى ولى علم ، متعدّد باشد .
اصول فقه شيعه (فارسى) — صفحة 497
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٩٧
هامش
( 1 ) - كفاية الاصول ، ج 1 ، ص 25